http://ganjinahsl.blogtak.com/ - http://1000gol.blogtak.com/ - http://irangolchin.blogtak.com/ - http://sajadlorestani.blogtak.com/ -http://www.mother20.persianblog.ir/-hlgole@myway.com-hlgole@yahoo.com html> گلچین های روز برای عاشقان خوش فکر و اندیشه های عشق خدائی
گلچین های روز برای عاشقان خوش فکر و اندیشه های عشق خدائی

بـاز هـواي سـحـرم آرزوسـت

ارسال شده در:18 شهريور 1387

بـاز هـواي سـحـرم آرزوسـت

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

بـاز هـواي سـحــرم آرزوســــت
خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت

شـكـوه ي غـربـت نـبـرم ايـن زمـان
دسـت تـــو و روي تـو ام آرزوســت

خـسـتـه ام از ديـدن ايـن شـوره زار
چـشـم شـقـايـق نـگـرم آرزوســـت

واقـعـه ي ديـــدن روي تـــــو را
ثـانـيـه اي بـيـشـتـرم آرزوسـت

جـلـوه ي ايـن مـاه نـكـو را بـبـيـن
رنـگ و رخ و روي تـو ام آرزوسـت

ايـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا هميـم؟
مـن شـب قـــــدري دگــــرم آرزوســـت

حـسِّ تـو را مـي كنم اي جـان مـن
عـزلـت بـيـتـي دگــــرم آرزوســــت

خـانـه ي عـشـِاق مـهـاجـر كـجـاست؟
در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت

حـسـرت دل بـارد از ايـن شـعـر مـن
جـام مـيـي در حـرمـــم آرزوســـــت

شعر از : احمد عزيزي

ارسال برای دیگران

آیا شیطان وجود دارد؟

ارسال شده در:20 مرداد 1387

آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

 

ارسال برای دیگران

فضايل و كراماتي از سيره ي

ارسال شده در:17 مرداد 1387

فضايل و كراماتي از سيره ي
امام حسين (عليه السلام)

سوال:
فضايل و كراماتي از سيره ي امام حسين (عليه السلام) بيان كنيد؟
 

پاسخ:
امام حسين (عليه السّلام) سومين امام شيعيان است. وي شبيه ترين مردم به رسول خدا در صورت و سيرت بود.[1] در شب هاي تاريك، نور از پيشاني و اطراف گردنش مي تابيدكه مردم آن حضرت را با آن نور مي شناختند.[2] آن حضرت داراي علوم و كرامات و فضائل بي شماري است كه از گوهر وجودش متجلّي مي شود و اين نمودهاي الهي پرتويي از چراغ هدايت است كه در مناسبت هاي زماني و مكاني جلوه مي كرد، در اينجا به چند مورد از فضائل و كرامات آن حضرت اشاره مي شود:
الف) شفاي مرض پيسي
حبابة والبيه مي گويد: من به ديدن امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي رفتم؛ اتفاقاً ميان چشمانم پيسي پيدا شد و اين امر بر من ناگوار آمد و چند روزي به ديدن ايشان نرفتم. سراغ مرا گرفت. گفتند ميان چشمان او عارضي پيدا شده، امام ـ حسين ـ عليه السّلام ـ با اصحابش به ديدن من آمدند، آن حضرت فرمود: اي حبابه! چرا نزد من نيامدي؟ علت را گفتم، پس ايشان آب دهان مبارك خود را به آن ماليد و فرمود: حبابة خدا را شكر كن كه آن علت را از تو دور كرد، به سجده افتادم، فرمود: حبابة، سربردار و در آئينه نگاه كن؛ سر برداشته (نگاه كردم ) اثري از آن نديدم، خدا را شكر كردم.
ب) برطرف كردن غم و اندوه ديگران
از ويژگي هاي امام حسين ـ عليه السّلام ـ عواطف سرشار انساني و دگر دوستي و نوع پروري آن حضرت است به ويژه نسبت به كساني كه در زندگي روزمره دچار گرفتاري و مشكلات و غم و اندوه مي شدند. اسامة بن زيد، بيمار بود و در خانه بستري شده بود امام براي عيادت اسامة به خانه او رفت و مشاهده كردكه اسامة بسيار آشفته و نگران است. حضرت فرمود: اسامة چرا اين قدر نگران هستي؟ اسامة اظهار نمود كه بدهكار هستم و حقوق ديگران در گردنم مي باشد و مي ترسم بميرم و نتوانم بدهي خود را پرداخت كنم. امام فوراً دستور داد بدهي او را پرداختند. آنگاه اسامه آسوده خاطر گرديد و بعد از چند روز در همان بستر بيماري از دنيا رفت.[3]
ج) فضائل بي شمار آن حضرت
مردي نزد حسين ـ عليه السّلام ـ آمد و گفت: از فضايلي كه خدا بر شما قرار داده براي من بفرمائيد؛ فرمود: تو طاقت تحمل آن ها را نداري، گفت: چرا، تحمل مي كنم. امام حسين ـ عليه السّلام ـ حديثي براي او بيان كرد، هنوز تمام نشده بود كه سر و ريش آن مرد سفيد شد و حديث از يادش رفت، حضرت فرمود: رحمت خدا او را دريافت كه فراموش كرد.[4]
د) تكلم با حيوانات
راشد بن مزيد نقل مي كند كه گفت: از مكه تا قطقطانه (جائي است نزديك كوفه) همراه امام حسين ـ عليه السّلام ـ بودم، ديدم (در بين راه) درندة گزنده اي به او رو آورد و با او تكلم كرد. حضرت به جهت او توقّف كرد و كلامي طولاني از آن درنده نقل كرد.[5]

در آوردن انگور از ديوار مسجد
كثير بن شاذان روايت مي كند كه گفت: خدمت امام حسين ـ عليه السّلام ـ بودم كه فرزندش علي اكبر در غير فصل، از او انگور خواست. حضرت دست به ستون مسجد زد و انگور و موزي بيرون آورد و به او خورانيد و فرمود آن چه براي دوستان خدا نزد او هست بيشتر است.[6]

سبز شدن درخت خرما
از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي روايت شده كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در سفري زير درخت خرماي خشكي منزل كرد. دعا نمود درخت سبز شد و برگ و خرما آورد. بالاي درخت رفتند و به قدر كفايت خوردند.[7]

يافتن شتر گم شده
اعرابي به امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفت: يابن رسول الله: شترم را گم كرده ام و غير از آن شتري ندارم، پدرت حيوان گم شده را پيدا مي كرد و هر گم شده اي را به صاحبش مي رساند. امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: در فلان مكان برو، شترت را مي بيني ايستاده و در مقابلش گرگ سياهي است. اعرابي به آن جا رفت و بر گشت و به امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفت: شتر خود را در همان جا يافتم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فضايل و سيره امام حسين ـ عليه السّلام ـ در كلام بزرگان، عباس عزيزي.
2ـ سيماي امام حسين ـ عليه السّلام ـ علي اكبر بابازاده.
3ـ فرازهايي از سيرة امام حسين ـ عليه السّلام ـ حسين اسعدي.

-----------------------
[1] . قندوزي حنفي، ينابيع المودة، قم، اسوه. چاپ اول، 1416ق، ج2، ص42.
[2] . ابن شهر آشوب، مناقب، بيروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1412ق، ج4، ص83.
[3] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 403ق، ج44، ص189.
[4] . حرعاملي، پيشين، ج 5، ص 195.
[5] . حر عاملي، اثباة الهداة المطبعة العلميه، قم، ج 2، ص 588.
[6] . حر عاملي، همان، ج 2، ص 588.
[7] . حر عاملي، همان مأخذ، ج 2، ص 589.
 

 

ارسال برای دیگران

درباره اعتبار کرامات ائمه

ارسال شده در:17 مرداد 1387

درباره اعتبار کرامات ائمه

سوال:
کراماتي که درباره ائمه (عليهم السلام) وجود دارد چه ميزان از نظر سندي معتبر است؟ به چند مورد معتبر اشاره کنيد.
 

پاسخ:
1. معناي «کرامت» و فرق آن با معجزه
«کرامت» در لغت چنين معنا شده است: کرامت: «کاري است غير عادي که از غير پيامبر صادر مي شود».[1]
و در معناي معجزه آمده است: «کاري است خارج ازعادت که نظير آن از غير پيامبر صادر نمي شود».[2]
و در لغت نامه دهخدا ذيل کلمه معجزه چنين آمده است: «آن چه نبي عاجز کند بدان خصم را وقت غلبه جستن در دعوي». و نيز آمده است: «امر خارق العاده که مردم را از آوردن نظير آن عاجز مي کند و عادتاً مقرون به دعوي نبوت است و در اين کلمه ها براي مبالغه باشد».[3]
و در ادامه مي آورد که: «چون خرق عادتي از نبي صادر شود که خلق از آوردن مثل آن عاجز آيد آن را معجزه گويند و چون از ولي خرق عادتي پيدا گردد آن را کرامت خوانند و چون خرق عادتي از کافر به ظهور آيد آن را استدراج گويند».[4]

2. اصل کرامات و معجزات در قرآن کريم
اصل کرامات و معجزات در قرآن کريم و در آيات متعدد به اثبات رسيده و معجزات انبياي الهي ـ عليهم السلام ـ نيز به وفور در قرآن ثبت شده است.
چنان که در آيه 49 سوره مبارکه آل عمران آمده است، هر پيامبري به نوعي از معجزات احتياج دارد، همچنان که امامان ـ عليهم السلام ـ نياز دارند، به طور کلي افرادي که به عنوان رهبري از طرف خداوند مأمور هدايت مردم مي شوند بايد در درجه اول از علم و دانش و آيين و قوانين زنده و سازنده اي برخوردار باشند و در درجه بعد اسناد روشني براي ارتباط خود به خدا ارائه دهند، و به اين وسيله مأموريت خود را تثبيت کنند.

3. نياز امام به کرامت
امام براي اثبات امامت و فرق داشتن با مدعيان امامت بايد کرامت محسوسي از خود نشان دهد و ائمه قادر بودند به اين عمل.
در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است و اشاره به جريان آوردن و حاضر کردن تخت ملکه سبا به يک چشم به هم زدن توسط «آصف بن برخيا» وصي و وزير حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ دارد که در قرآن مجيد سوره مبارکه نمل آيه 40 آمده است، دارد. که در اين روايت امام صادق ـ عليه السلام ـ برتري اهلبيت ـ عليهم السلام ـ را از نظر علم و دانش و در نتيجه قدرت بر انجام معجزات و کرامات به خوبي بيان مي کند، به اين نحو که «ابن کثير گويد: امام صادق ـ عليه السلام ـ درباره آيه شريفه (40 سوره نمل) «قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...؛ يعني، کسي که دانش به کتاب داشت (آصف بن برخيا به قول مشهور مفسرين) گفت من آن تخت را نزد تو آوردم، پيش از آن که چشمت را به هم بزني». آن گاه انگشتانش را باز کرد و بر سينه اش گذاشت و سپس فرمود: به خدا که همه علم کتاب نزد ما (اهل بيت ـ عليهم السلام ـ) است».[5]
معجزات و کرامات حضرات معصومين ـ عليهم السلام ـ که سر سلسله آنها وجود مقدس خاتم النبيين ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است چه در حال حيات و چه بعد از مرگشان فزون از آن است که به شمار آيد؛ علاوه بر ابواب متعدد و مختلفي که در شرح حال هر يک از حضرات معصومين ـ عليهم السلام ـ اختصاص به معجزات آن بزرگواران داده مي شود، چه بسيار کتاب هاي متقن و معتبر و مسلمي که به وسيله علماي اسلام نگاشته شده و به تواتر به ما رسيده است و چه بسيار مردمي که خود شاهد آن بوده اند و براي حوايج خود به قبور مطهر آن بزرگواران با اعتقاد به اينکه: «أشهد أنّک تري مقامي و تسمع کلامي و ترد جوابي»[6] پناه برده و حوائج خود را برآورده يافته اند، و بيماراني که شفا گرفته اند. کراماتي که از امام زادگان و نوادگان آن بزرگواران که شاخه کوچکي از شاخه هاي آن شجره طيبه مي باشد همه ساله مشهود است و بعضاً در جرايد هم درج و نشر مي شود.[7]

4. راه هاي شناخت اعتبار کرامات از طريق سندي و غيره
اصولاً سيره عقلا و بناي مردم در امر معاش و زندگي حتي علوم تجربي اعتماد بر نقل است، اگر کسي بگويد تا ما چيزي را نبينيم باور نمي کنيم. حرف غلطي است و بر خلاف سيره عقلا است. منتهي بايد دقت کرد که نقل صحيح و درست باشد و قرائن درستي نقل را پيدا کرد، ما بسياري از چيزها و اشخاص را نديديم اما به وجود آنان از راه نقل يقين پيدا مي کنيم و به نقل هم اعتماد پيدا مي کنيم.
وجود افلاطون، وجود بوعلي سينا و آثار آنها، وجود انيشتين، اديسون و آثار آنها را باور داريم، با اين که آنها را نديديم اما از طريق نقل صحيح، اعتماد و يقين به آثار وجود آنها پيدا مي کنيم پس اعتماد به نقل صحيح است. منتهي پيدا کردن قرائن صحت اخبار و نقل ها به ويژه در وقايع گذشته که آنها را به چشم نديده ايم ضروري است. يعني هر چيزي را که از کسي شنيديم و يا در کتابي ديديم نبايد فوراً باور کنيم و به درستي آن يقين پيدا کنيم، مگر قرائن صحت و درستي آن را بيابيم. و در اين باب يعني نقل معجزات و کرامات ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ هم بايد همين روش را پيش بگيريم.[8]

5. اما نشانه هاي صدق خبر و نقل
چند نشانه براي صدق و درستي نقل و خبر وجود دارد:
5ـ1. يکي از قرائن صدق خبر، تواتر است، معناي خبر متواتر آن است که خبري را از چند نفر بشنويم که يقين داريم آنها تباني نکرده اند که دروغي را انتشار بدهند، بسياري از معجزات و کراماتي که از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ نقل شده اند اگر اين خصوصيت را داشته باشند قابل اعتماد هستند.
5ـ2. از قرائن صدق خبر، امانت و ايمان و صداقت بسياري از ناقلين اين معجزات و کرامات که از اصحاب ائمه ـ عليهم السلام ـ مي باشند. اين مطلب بر کسي مخفي نيست که مسلمانان راستين چه در عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و چه در عصر ائمه ـ عليهم السلام ـ داراي امانت و ايمان فوق العاده بودند که خبرهاي آنها را متحمل شدند و سختي هاي ظالمان و حاکمان جور را تحمل کردند، ولي از دقت و ايمان و ثبت و ضبط احاديث چيزي را فروگذار نکردند.
قرآن کريم در آيه 85 سوره مائده و 93 سوره توبه، ايمان و ثبات قدم و صبر آنها را در راه خدا تحسين کرده است و ديگر اين که در قرآن کريم و تعليمات پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ ، بر قبح دروغگويي و دروغ بستن بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ تأکيد شده است و اين مورد اتفاق فرقه هاي مختلف از مسلمانان است. حال اگر راويان و کتبي که کرامات و معجزات ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ را نقل کرده اند چنين ويژگي هايي داشته باشند، مي توان به نقل آنها اعتماد نمود و نمي توان گفت که همه احاديث و اخباري که از آنها نقل شده همه دروغ باشند و بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ دروغ بسته باشند و اتفاق بر کذب کرده باشند، زيرا چنين اتفاقي محال است.
5ـ3. دقت در ناقلان و راويان و متن احاديثي که متضمن نقل کرامات و معجزات هستند، توسط علم رجال (که علم نقد و جرح و تعديل راويان احاديث است) و علم درايه (که علم حديث شناسي و کيفيت نقل و تحمل حديث است) ممکن مي باشد. وقتي نقلي و خبري از نظر راويان و روايت راويان بررسي شد بر طبق قواعدي که در اين دو علم وجود دارد «يعني علم رجال و درايه»، اعتماد و اطمينان بر گزارش کرامات و معجزات نقل شده حاصل مي شود.
5ـ4. دقت شنونده در کراماتي که به طور شفاهي نقل مي شود، نسبت به ناقل يعني عادل و صادق بودن ناقل، عدم زود باوري وي، تعدد ناقلان عادل و شهرت آن در جمع زيادي از آنها، در اطمينان و اعتماد پيدا کردن بر درستي خبر خيلي مؤثر است و نيز اگر نقل اين کرامات و معجزات، به صورت مکتوب است، يعني در مجله و روزنامه اي منعکس شده است و يا توسط رسانه هاي صوتي و تصويري نقل شده است، بايد اعتبار اين مجله ها و روزنامه ها بررسي شود و يا اگر توسط رسانه هاي صوتي و تصويري است بتوان اطمينان و اعتماد بر آنها نمود و نيز منابع کسب خبر آنها را پيدا کرد و به درستي خبر و نقل موضوعات مطرح شده توسط آنها اعتماد و اطمينان لازم را حاصل نمود.

6. معيارهاي لازم
6ـ1. اصل کرامت در قرآن اثبات شده.
6ـ2. براي امام ـ عليه السلام ـ نيز مثل نبي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ لازم است.
6ـ3. بايد معيارها را در تشخيص درستي آنها در نظر گرفت.
6ـ4. به گوينده و منبع و علوم مربوط به تشخيص صحت و سقم نيز توجه لازم است.
6ـ5. ارائه نقل ها بر قرآن و کتب معتبر و مطابقت آنها که در صورت تعارض مردود است.
6ـ6. در نظر گرفتن شأن و سيره ائمه ـ عليهم السلام ـ و مقصود و منظور نقل کننده کرامات و ميزان جايگاه علمي او و دلبستگي او به فرقه هاي مختلف و محتواي کتاب و نوشته اش.
6ـ7. منابعي مثل ارشاد شيخ مفيد و آثار ساير بزرگان شيعه مي تواند معيار خوبي جهت تشخيص واقع شود.
چند نمونه از کرامات:
شق القمر، از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ .
ردّ الشمس براي امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ . (برگشتن خورشيد پس از غروب به درخواست پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ .

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
ـ ارشاد شيخ مفيد که از نظر سندي داراي اعتبار خاصي است.

---------------------------------------
[1] . المنجد في اللغة و الادب و العلوم، بيروت، المکتبة الشرقيه، 1966م، ص682.
[2] . همان، ص488.
[3] . دهخدا، علي اکبر، لغتنامه، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1337ش، ج45، ص698.
[4] . همان.
[5] . کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، نشر کتابچي، 1348ش، ج1، ص333.
[6] . نگاه کنيد به مضامين زيارات منقوله براي ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ در مفاتيح الجنان، باب زيارات.
[7] . حجت کوه کمره اي، سيد حسن، دلائل الولاية، تهران، نشر اميرکبير، 1397ق، ص81.
[8] . کافي، حسن، شناخت اسلام از نظر وحي و تعاليم، نشر ميقات، 1370ش، ص208 الي 210.
 

 

ارسال برای دیگران

طریقه خواندن صیغه ازدواج موقت

ارسال شده در:15 مرداد 1387

طریقه خواندن صیغه ازدواج موقت

 


[ادامه مطلب]
ارسال برای دیگران

پرسشهای مهم، پاسخ های کوتاه( حتما بخوانید)

ارسال شده در:10 تير 1387

 پرسشهای مهم، پاسخ های کوتاه( حتما بخوانید)

 

 

آیا خدا به عبادات ما نیاز دارد که فرمان داده نماز بخوانیم و رو به کعبه بایستیم؟
اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند چیزى به خورشید اضافه نمى‏شود و اگر همه مردم پشت به خورشید خانه بسازند، چیزى از خورشید کم نمى‏شود. خورشید نیازى به مردم ندارد که رو به او کنند، این مردم هستند که براى دریافت نور و گرما باید خانه‏هاى خود را رو به خورشید بسازند.

 

خداوند به عباداتِ مردم نیازى ندارد که فرمان داده نماز بخوانند. این مردم هستند که با رو کردن به او از الطاف خاص الهى برخوردار مى‏شوند و رشد مى‏کنند.

 

قرآن مى‏فرماید: اگر همه مردم کافر شوند، ذرّه‏اى در خداوند اثر ندارد، زیرا او از همه انسان‏ها بى‏نیاز است. «اِن تکفروا انتم و مَن فى الارض جیمعاً فانّ اللّه لغنىٌّ حمید»

 

چرا بعضى دعاها مستجاب نمى‏شود؟
اگر به جاى بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باک هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمى‏گیرد، دعاى کسانى مستجاب مى‏شود که در شکم آنان لقمه حرام نباشد.
در حدیث مى‏خوانیم: «مَن سرّه أن یُستجاب دعائه فَلیطیّب کسبه» (26) هرکس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاکیزه و حلال کند. بگذریم که دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏کنیم خیر را طلب مى‏کنیم.

 

چگونه انسان با گفتن یک جمله «لا اله الاّ اللّه» رستگار مى‏شود؟
گرچه در روایت آمده است: «قولوا لا اله الاّ اللّه تفلحوا» (34) امّا مراد از آن تنها حرکت زبان نیست، بلکه عقیده به توحید است.
کلمه «تفلحوا» از واژه «فلاحت» به معناى رستن است و به کشاورز فلاّح گویند زیرا وسیله رستن دانه را فراهم مى‏کند.
براى رستن دانه از زیر خاک، سه مرحله لازم است:
1- ریشه خود را در عمق خاک فرو کند.
2- مواد غذایى لازم را جذب کند.
3- مانع بالاى سر خود را کنار بزند تا به فضاى باز برسد.
انسان نیز اگر بخواهد به فضاى باز توحید برسد باید عقاید خود را به استدلال و منطق عمیق بند کند، از تمام امکانات موجود براى رشد خود بهره گرفته و جذب کند، موانع رشد را نیز از خود دفع کند. پس رستگارى در گرو عمق بخشیدن و تلاش و حرکت در مسیر الهى است.

 

خدا که به همه مَحرم است، پس چرا در نماز، مردان و زنان باید خود را بپوشانند؟
همیشه پوشیدن لباس به خاطر مَحرم و نامَحرمى نیست، بلکه گاهى پوشیدن لباس جنبه تکریم و ادب دارد. معمولاً افراد در خانه خود، لباس ساده مى‏پوشند ولى وقتى مهمان وارد خانه مى‏شود، به احترام مهمان، لباس کامل و مناسب مى‏پوشند و اگر قرار باشد در مجلس عروسى شرکت کنند، لباس کامل‏ترى بر تن مى‏کنند. این تغییر لباس‏ها، به خاطر ادب و احترام مهمانان مجالس است.
حضور در محضر خداوند در حال نماز نیز مقتضى پوشیدن لباس مناسب و کامل است.

 

آیا شخصیّت و موقعیّت افراد، در کیفر و پاداش آنها مؤثّر است؟
قرآن به زنان پیامبر مى‏فرماید: شما با سایرین فرق دارید و کار خلاف شما دو برابر حساب مى‏شود: «یا نساء النّبىّ مَن یَأتِ منکُنّ بفاحشةٍ مُبیّنةٍ یُضاعف له العذابُ ضِعفَین» (50) همان گونه که پاداش عمل شایسته شما، دو برابر دیگران است. «و مَن یَقنُت مِنکنّ لِلّه و رسوله و تَعمل صالحاً نُؤتها أجرها مَرّتَین» (51)
هر کوهى قلّه‏اش بلندتر باشد، درّه‏اش عمیق‏تر است. در حدیث مى‏خوانیم: از جاهل هفتاد گناه بخشیده مى‏شود قبل از آنکه از عالم یک گناه بخشیده شود. «یغفر للجاهل سبعون ذَنباً قبل أن یُغفر للعالم ذنبٌ واحد» (52)
نردبان این جهان ما و منى است‏ عاقبت این نردبان افتادنى است
لاجرم هرکس که بالاتر نشست‏ استخوانش سخت‏تر خواهد شکست

ارسال برای دیگران

آمار پیروان دومین دین اروپا

ارسال شده در:4 ارديبهشت 1387

آمار پیروان دومین دین اروپا

شمار مسلمانان اروپا در حال حاضر به 30 میلیون نفر رسیده است. اگر چه آمار مربوط به تعداد مسلمانان کشورهای اروپایی معمولا بصورت دقیق اعلام نمی شود اما آمار نسبی نیز که در این زمینه وجود دارد می تواند در تخمین شمار دقیق آنان سودمند باشد.
روزنامه "كلنر اشتادت انسایگر" چاپ آلمان طی یك گزارش مفصل آمار جمعیت مسلمان اروپا را اعلام كرد.
بر این اساس جمعیت مسلمانان در آلمان، فرانسه، اتریش، هلند و انگلیس بیش از سایر کشورهای اروپاست. بیشترین شمار مسلمانان نسبت به مسیحیان در آلمان و اتریش است. 4 درصد جمعیت آلمان و 1/4 درصد جمعیت اتریش را مسلمانان تشكیل می‌دهند و به همین دلیل، دین اسلام پس از مسیحیت دومین دین بزرگ در این كشورها محسوب می شود.
در انگلستان كه 60 میلیون جمعیت دارد، مسلمانان 2 میلیون نفر، یعنی 3 درصد جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند. غالب این افراد از كشورهای مستعمره سابق انگلیس و به ویژه از پاكستان و بنگلادش هستند.
همچنین آمار مسلمانان جمعیت 60 میلیونی فرانسه 6 میلیون نفر ذكر شده كه عمدتاً از كشورهای تحت استعمار سابق بوده و در طول زمان به این كشور مهاجرت كرده و به صورت دائم اقامت گزیده اند. با این وجود شمار فرانسویان تازه مسلمان شده نیز قابل توجه است.
در هلند كه جمعیت آن 3/16 میلیون نفر است، تعداد مسلمانان 945 هزار نفر تخمین زده شده است. آنان هیچ گاه مشکل و درگیری با دیگر ساکنان این كشور نداشته اند، اما پس از نوامبر 2004 یعنی زمانی كه قتل "تئو ون گوگ (كارگردانی كه به مقدسات اسلامی اهانت كرده بود) از سوی یكی از مسلمانان مهاجر صورت گرفت، تنش های شدیدی میان هلندی ها با مسلمانان رخ داد و برخی از مساجد و كلیساها در درگیریهای مذهبی به آتش كشیده شد. غالب مسلمانان هلند را اتباع تركیه تشكیل می دهند.
گزارش روزنامه "كلنر اشتادت انسایگر" همچنین حاكی است: در اتریش 340هزار مسلمان در میان2/8 میلیون تن جمعیت این كشور شمارش شده‌اند كه 1/4 درصد جمعیت را تشكیل می‌دهند. این مسلمانان عمدتاً از بوسنی هرزگوین به اتریش مهاجرت كرده‌اند. اتباع تركیه و مسلمانان مهاجر از سایر كشورهای اسلامی به ترتیب اقلیت‌های بعدی اتریش را تشكیل می‌دهند.
بلژیك نیز با داشتن 3/10 میلیون جمعیت، 400هزار مسلمان (4 درصد جمعیت) را در خود جای داده است. بخش عمده این افراد از مراكش و تركیه هستند.
گفتنی است ترکیه بعنوان کشوری اروپایی بیشترین شمار مسلمانان را در این قاره دارد. با این حال عضویت این کشور در اتحادیه اروپا هنوز در حال بررسی است.
شمار مسلمانان در کشورهای اروپایی بصورت تقریبی از این قرار است:

آلبانی - كل جمعیت: 3/5 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 2/2 میلیون (70 درصد كل جمعیت)

اتریش - كل جمعیت: 8/2 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 340 هزار نفر (1/4 درصد جمعیت)

بلژیك - كل جمعیت: 10/3 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 400 هزار نفر ( 4 درصد كل جمعیت)

دانمارك - كل جمعیت:4/5 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 270 هزار نفر (5 درصد)

فرانسه- كل جمعیت: 62/3 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: پنج تا شش میلیون نفر

آلمان - كل جمعیت: 82/5 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 3 میلیون نفر(6/3درصد)

صربستان و مونته نگرو- كل جمعیت: 10/8 (شامل كوزوو) - جمعیت مسلمان: (صربستان و مونته نگرو- 405 هزار نفر، كوزوو: 8/1 میلیون نفر)

ایتالیا - كل جمعیت: 58/4 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 825 هزار نفر (4/1 درصد)

هلند- كل جمعیت: 16/3 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 945 هزار نفر( 8/5 درصد)

اسپانیا - كل جمعیت: 43/1 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: یک میلیون نفر (3/2 درصد)

سوئد - كل جمعیت: 9 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 300 هزار نفر (3 درصد)

سوئیس - كل جمعیت: 4/7میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 311هزار نفر (2/4درصد)

تركیه - كل جمعیت: 68/2 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 68 میلیون (99 درصد)

انگلیس - كل جمعیت: 60 میلیون نفر
جمعیت مسلمان: 2 میلیون (3 درصد)
 

 

ارسال برای دیگران

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟

ارسال شده در:4 ارديبهشت 1387

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟
قسمت دوم


 

سوال:

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟ و چرا شیعه بر مهر و تربت کربلا سجده می کند؟
 

پاسخ:

ج. روایاتی که می گویند سجده بر غیر زمین در حال عذر جایز است:
در این قسمت به بیان حدیث انس بن مالک اکتفا می کنیم. انس می گوید: "ما با رسول خدا (صل الله عليه و آله) نماز می خواندیم. هرگاه یکی از ما به جهت شدت گرما، نمی توانستیم پیشانی خود را بر زمین بگذاریم، در حال سجده، پیراهن خود را پهن می کردیم و بر آن سجده می کردیم".
این روایت در منابع مختلف اهل سنت؛ مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم با الفاظ و تعابیر مختلف نقل شده است.[21]
هر محقق و پژوهشگری با تحقیق و جست و جو در این احادیث به روشنی درمی یابد که تمام این روایات متمرکز در این مسئله هستند که اولاً سجده باید بر خاک باشد، پس از آن چیزهایی که از زمین می روید، غیر از خوردنی ها و پوشیدنی ها و در مرحلۀ بعد (در حال اضطرار) بر پیراهن (پارچه) می توان سجده نمود.
بنابراین و طبق این روایات فقها و علما این شاگردان مکتب اهل بیت (عليه السلام) به تبعیت از روایات ائمه (عليه السلام) می گویند: واجب است محل سجده در نماز زمین یا چیزی که از زمین می روید باشد و از چیزهایی که غالباً خوردنی و پوشیدنی نیست باشد.[22]
اما این که چرا ما (شیعه) مقداری از خاک و گل را خشک می کنیم و به صورت مهر درآورده و بر آن سجده می کنیم؟ این به جهت دلایلی است که بعضی از آنها عبارت اند از:
1. به جهت اطمینان به طهارت و پاک بودن آن است؛ زیرا که یکی از شرایط محل سجده (چیزی که بر آن سجده می شود) آن است که پاک باشد. همچنین برای اطمینان به مباح بودن آن؛ چرا که یکی از شرایط محل سجده مباح بودن آن است.
2. به خاطر این که در زمان ما غالباً کف خانه ها، مساجد و ... با فرش پوشانده شده است و خاک یافت نمی شود، بنابراین، بر روی مهر سجده می کنیم.

فلسفۀ سجده بر تربت امام حسین (عليه السلام)
در این که چرا شیعه بر تربت امام حسین (عليه السلام) سجده می کند؟ باید گفت:
1. در میان فقهای شیعه فقیهی را نمی توان یافت که قایل باشد، سجود بر خاک امام حسین واجب است، بلکه آنان می گویند هر خاکی که پاک و مباح باشد، سجده بر آن صحیح است. چنان که بیان شد. بلی آنان می گویند سجده بر خاک امام حسین (عليه السلام) مستحب است.[23]
2. سجود بر تربت حسینی نمونه ای است از نمونه های سجده بر خاک و مسلمانان بر صحت سجده بر خاک و زمین اجماع دارند، پس وجهی برای استثنای تربت حسینی از مطلق زمین و خاک باقی نمی ماند، تا گفته شود چرا شیعه بر تربت امام حسین (عليه السلام) سجده می کند.
3. اهل بیت (عليه السلام) تأکید فراوان داشتند بر سجود بر تربت حسینی و امام سجاد (عليه السلام) اولین امامی بود که بر تربت حسینی سجده کرد. تمام امامان (عليه السلام) بر خاک امام حسین (عليه السلام) سجده می کردند و بر استحباب آن تأکید داشتند. چنان که امام صادق (عليه السلام) می فرماید: "سجده بر تربت سید الشهداء حجاب های هفت گانه را بر می دارد".[24]
4. وجوه فراوانی بر رجحان داشتن سجود بر تربت سید الشهدا دلالت می کند که بر اهل دانش پوشیده نیست؛ مثلا:
الف. آموزه های اعتقادی: عمر بن سعد، صبح روز عاشورا نماز صبح را با لشکریانش به جماعت خواند، اما در ظهر همان روز امام حسین (عليه السلام) را به شهادت رساند. شیعه با سجده بر تربت حسینی در نماز، اعلان می کند که نماز مرده و بی روح؛ مانند نماز عمر بن سعد و حاکمش یزید و ... نمی خواند، بلکه نماز شیعه؛ مانند نماز امام حسین (عليه السلام)، جدش و پدرش است. این همان چیزی است که مفهوم ولایت اهل بیت (عليه السلام) را نزد شیعیانش محکم و استوار می کند .
و به همین جهت ائمه (عليه السلام) به سجده بر تربت حسینی تأکید کردند؛ یعنی سجود بر تربت حسینی همان تسلیم و خضوع برای خدا است، با پیروی از راه اولیائش.
ب. آموزۀ تاریخی: برخی تلاش کردند تا معالم و آموزه های غدیر که در آن با علی (عليه السلام) به عنوان امام و خلیفه بیعت شد و عاشورا که در زمان بنی امیه اتفاق افتاد را خاموش کنند. تربت حسینی سند زنده تاریخی است بر جنایات حکام بنی امیه در روز عاشورا. زمانی که ظالمان در طول تاریخ تا به امروز، تمام امکانات خویش را تجهیز کردند تا تعالیم و آموزه های غدیر و عاشورا را کم رنگ کنند و از بین ببرند.
اما ائمه و اهل بیت (عليه السلام) حادثه عاشورای حسینی را از طریق مرثیه، گریه، زیارت و ... در جان و دل مردم و نسل ها رسوخ دادند و بین آنان و قیام عاشورا ارتباط برقرار نمودند. از این رهگذر مسئله اهمیت و تأکید بر تربت حسینی آشکار می شود.
ج. آموزه های جهاد و شهادت: تربت حسینی یکی از چیزهایی است که می تواند انگیزۀ انقلاب و جهاد را در اکثریت مردم مسلمان تهیج کند و این همان چیزی است که امت اسلامی به آن نیازمند است. به ویژه در دنیایی که امروز ما در آن زندگی می کنیم و جامعۀ اسلامی مواجه با انواع جنگ ها است. تعامل و ارتباط با تربت حسینی، ارتباط با یک مقدار خاک جامد و بی روح نیست، بلکه تعامل و ارتباط با نیروی متحرک و مفهوم انقلاب و جهاد و ... است.
علاوه بر اینها تربت امام حسین (عليه السلام) دارای آموزه های اخلاقی، سیاسی و عقیدتی – دینی مهم و ... است که مباحث مبسوط در این باره را باید در کتاب های مربوط به نهضت و قیام حسینی جست و جو نمود.[25]
در پایان می گوییم: شیعه چه گناهی کرد؟ هنگامی که تمسک کرد به تعالیم رسول الله (صل الله عليه و آله) و عمل کرد طبق سنت و راه و روش آن حضرت و به افعال و کردار متیقن پیامبر (صل الله عليه و آله) متلزم شد و از چیزهای مشکوک در تشریع که یکی از آنها سجود بر پیراهن و فرش بدون عذر و غیر ضرورت است، دوری کرد.
دربارۀ این موضوع روایات فراوانی وجود دارد که به فلسفۀ نهی از سجود بر خوردنی ها و پوشیدنی ها اشاره می کند که یکی از آنها روایت هشام بن حکم است:
هشام می گوید به امام صادق (عليه السلام) گفتم: "به ما خبر بده از چیزهایی که سجود بر آنها جایز است و چیزهایی که سجده بر آنها جایز نیست. امام صادق (عليه السلام) فرمود: "جایز نیست سجده مگر بر زمین و آنچه که از زمین می روید، مگر آنچه که خوردنی یا پوشیدنی است.
هشام می گوید: عرض کردم جانم به فدایت، علت این امر چیست؟ امام (عليه السلام) فرمود: زیرا سجده خضوع برای خدا است، پس سزاوار نیست، بر خوردنی یا پوشیدنی باشد؛ چرا که مردم بنده خوردنی ها و پوشیدنی ها هستند، در حالی که سجده کننده در سجود خویش در عبادت و بندگی خدا است، پس سزاوار نیست که پیشانی اش بر معبود بندگان دنیا، کسانی که مغرور و به غرور دنیا شدند، باشد. سجود بر خاک فضیلتش بیشتر است؛ زیرا که سجدۀ این چنینی در تواضع و خضوع برای خدای متعال رساتر و سزاوارتر است.[26]

----------------------------------------------
[21] بخاری، صحیح، ج 1، ص 101؛ مسلم، صحیح، ج 2، ص 109؛ ابن ماجه، السنن، ج 1، ص 321؛ ابوداود، السنن، ج 1، ص 106.
[22] نک: عروة الوثقی، ج 1، باب السجود، مایصح السجود علیه.
[23] نک: تحریر الوسیلة، امام خمینی، ج 1، باب مایصح السجود علیه.
[24] وسائل الشیعة، ج 6، ص 23.
[25] عبدالمنعم حسن، بنور فاطمة اهتدیت، ص 203 – 204؛ به نقل از الفریفي، سید عبدالله، التشیع، ص 206.
[26] من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 273.
 

 

ارسال برای دیگران

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟

ارسال شده در:2 ارديبهشت 1387

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟
قسمت اول


 

سوال:

فلسفۀ سجده بر خاک چیست؟ و چرا شیعه بر مهر و تربت کربلا سجده می کند؟
 

پاسخ:

یکی از مسائل جنجال برانگیز علیه شیعه – از روی جهل یا دشمنی – که از طرف مخالفان مطرح می شود و از این طریق شیعه را مورد حمله قرار می دهند، مسئلۀ سجده بر خاک است. در حالی که اگر این مسئله از روی حق و انصاف و به دور از هرگونه تعصب بررسی شود، نتیجۀ آن درست برعکس آن چیزی است که به شیعه نسبت می دهند؛ زیرا که شیعه بر خاک سجده می کند، نه برای خاک؛ چرا که سجده بر دو قسم است؛ یکی سجده برای چیزی و دیگری سجده بر چیزی.
بدون تردید اولی حالتی از حالات شرک است و شیعه این نوع از سجده را حرام می داند؛ برای این که سجود این چنینی برای غیر خدا است و اثباتش نیاز به براهین و تلاش زیاد ندارد، و شما را به فتاوای علمای شیعه در این مسئله ارجاع می دهیم.
برای روشن شدن مسئله و حقیقت موضوع، به تحلیل و بررسی آن در ضمن مباحث آینده می پردازیم.

تعریف سجود
سجود در لغت به معنای فروتنی، افتادگی و ... آمده است. در شرع مقدس به معنای نهادن مقداری از پیشانی بر زمین یا غیر آن در حالی که چیزی بین پیشانی و چیزی که بر آن سجده می شود، حایل و فاصله نباشد. دلیل آن روایتی است که می گوید: "هنگامی که سجده می کنی پیشانی ات را بر زمین بگذار و سریع به زمین نزن؛ (مانند نوک زدن کلاغ بر زمین)".[1]
همچنین در این باره روایت است: "نزد پیامبر (ص) از حرارت و گرمی زمین مکه و مدینه در پیشانی و دست هایمان شکایت کردیم و رسول خدا (ص) به شکایت ما جواب مثبت نداد".[2]
سجده به اجماع تمام علما و فقها واجب است؛ چرا که خدای متعال می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید: رکوع کنید و سجده به جا آورید...".[3]

فقهی بودن مسئله
بدیهی است که این موضوع (سجود) از مسائل فقهی است، نه از مسائل کلامی؛ زیرا که سجده به فعل مکلف تعلق و ارتباط دارد. اختلاف در مسائل فقهی (نزد شیعه و اهل سنت) فراوان است و بهترین دلیل آن، این است که مشاهده می کنیم، مذهب اهل سنت خود به چهار مذهب اصلی تقسیم می شود که این چهار مذهب در بسیاری از مسائل فرعی فقهی با هم اختلاف دارند.[4]

روایات باب سجود
اخبار و روایات وارده در باب سجود را می شود به سه قسم تقسیم نمود:
1. روایاتی که تأکید می کنند به ضرورت سجده بر زمین.
2. روایاتی که اشاره دارند به سجده بر گیاهان؛ مانند حصیر.
3. روایاتی که اشاره دارند به سجده بر پیراهن (پارچه) پنبه ای یا پشمی.[5]
الف. روایاتی که بر سجود روی زمین تأکید می کنند. روایات در این زمینه فراوان است و با تعابیر متفاوت و مختلف در کتاب های روایی نقل شده است که ما در این جا به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم:
1. "جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً"؛ زمین برای من محل سجده و پاک کننده قرار داده شد. این روایت در کتاب مسلم این گونه آمده است:
"تمام زمین برای ما محل سجده قرار داده شد و خاکش برای ما پاک کننده (طهور)، در صورتی که آب یافت نشود".
در سنن ترمذی این گونه آمده است: "تمام زمین برای من مسجد و طهور قرار داده شد".
در کلام بیهقی چنین نقل شده است: "زمین برای من طهور و مسجد قرار داده شد". در کلام بیهقی با این بیان نیز ملاحظه می شود: "زمین برای من پاک و مسجد قرار داده شد و هر کجا که هنگام نماز شد نماز می خوانم هر طور که باشد".[6]
2. اباذر نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود: "زمین برای تو محل سجده است. پس هر کجا که وقت نماز شد، نماز بخوان".[7]
3. ابن عباس می گوید: "پیامبر (ص) بر سنگ سجده کرد".[8]
4. ابو سعید خدری روایت می کند: "من با چشمان خودم دیدم که بر پیشانی و بینی رسول خدا (ص) اثر خاک و گل بود".[9]
5. جابربن عبدالله می گوید: "من با رسول خدا (ص) نماز ظهر می خواندم. به خاطر شدت گرما و حرارت، یک تکه سنگ در دست خود گذاشتم تا این که سرد شود و بر آن سجده کنم ".
6. انس بن مالک می گوید: "ما با پیامبر (ص) در گرمای شدید نماز می خواندیم، هر یکی از ما سنگ بر می داشتیم و در دست خود نگه می داشتیم تا این که خنک شود، وقتی سرد شد می گذاشتیم و بر آن سجده می کردیم".[10]
7. عمر بن خطاب می گوید: "در شب بارانی برای نماز صبح خارج شدیم؛ چون زمین گل آلود شده بود، هر یک از ما مقداری سنگ جمع آوری کردیم و در حیاط مسجد فرش کردیم و بر آن نماز گذاردیم، وقتی پیامبر (ص) متوجه این مسئله شد، فرمود: چه چیز خوبی، پس این شروع نماز خواندن با سجده بر سنگ بود".[11]
8. عیاض بن عبدالله قرشی نقل می کند: "چون پیامبر (ص) دید مردی بر عمامه ای که بر سرش است، سجده می کند، اشاره فرمود عمامه ات را به عقب بکش و اشاره فرمود با پیشانی ات سجده کن".[12]
اینها نمونه ای از روایات فراوانی است که بیان می کند، سجود باید بر خاک و زمین باشد.[13] بیهقی می گوید: ... اگر سجود بر پارچه و لباس جایز بود، باید در روایات به آن اشاره می شد؛ چرا که سجده بر آن از برداشتن سنگ و خنک کردن در دست برای سجود راحت بود.[14]
ب. روایاتی که می گویند سجود بر غیر زمین بدون عذر جایز است:
1. انس بن مالک نقل می کند: "جده اش (ملیکه) رسول خدا (ص) را برای غذایی که برای آن حضرت پخت، دعوت کرد. پیامبر (ص) از آن غذا و طعام خورد، سپس فرمود: برخیزید و با من نماز اقامه کنید. انس بن مالک می گوید: پاشدم و حصیری را که بر اثر مرور زمان سیاه شده بود، آبی پاشیدم و نمناکش کردم. پیامبر (ص) بر آن ایستاد. من پشت سر حضرت و آن پیرزن (جده اش) پشت سر من به نماز ایستادیم.[15]
همچنین از انس روایت دیگری است با این مضمون که می گوید: "یکی از عمه هایم برای پیامبر (ص) طعامی پخت و خطاب به پیامبر اکرم (ص) گفت: من دوست دارم در منزل من غذا میل کنی و در آن جا نماز بخوانی! انس می گوید: پیامبر (ص) آمد، حصیر بزرگی که در منزل بود، دستور داد آن را در گوشه ای از اتاق گذاشتیم و روی آن را آب و جارو کردیم، پس پیامبر (ص) بر روی آن به نماز ایستاد و ما پشت سر آن حضرت نماز اقامه کردیم".[16]
همچنین از انس بن مالک روایت است که می گوید: "ام سلیم از رسول خدا (ص) درخواست نمود تا به منزلش بیاید و نماز بخواند، تا وی آن جا را مکان همیشگی نمازش قرار دهد! رسول خدا (ص) درخواست ام سلیم را اجابت کرد، به منزل او آمد، حصیری را که در خانه اش بود با آب مرطوب نمودم و پیامبر در آن جا نماز خواند، ام سلیم با پیامبر (ص) نماز گذارد و آن جا را مصلای خویش قرار داد". [17]
2. ابن عباس نقل می کند: "رسول خدا (ص) بر حصیر کوچک نماز می گذارد".[18]
3. ابو سعید خدری می گوید: "بر پیامبر (ص) وارد شدم، دیدم آن حضرت بر روی حصیر نماز می خواند و بر همان حصیر سجده می کند".[19]
4. میمونه (همسر پیامبر) نقل می کند: "رسول الله در حال نماز بود و من در کنارش بودم به گونه ای که پیراهنش به من می خورد، هنگامی که به سجود می رفت، و بر حصیر نماز می گذارد".[20]
روایات در این زمینه فراوان است که به جهت اختصار به همین مقدار اکتفا می کنیم.

ادامه دارد ....

----------------------------------------------
[1] ابن حبان، صحیحه، ج 1، ص 264.
[2] مسلم، صحیح، ج 3، ص 312؛ ابن ماجه سنن، ج 2، ص 360.
[3] حج، 77.
[4] برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به: الفقه علی المذاهب الاربعة، الجزیری، عبدالرحمن.
[5] علامه امینی، السجود علی التربة الحسینیة، ص 13.
[6] صحیح البخاری، ج 1، ص 113؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 64؛ صحیح النسائی، ج 2، ص 32؛ صحیح ابی داود، ج 2، ص 114؛ السنن الکبری، ج 2، 433، 435.
[7] صحیح النسائی، ج 2، ص 37.
[8] حاکم در مستدرک ان روایت را نقل کرده و ذهبی آن را تصحیح نموده است، ج 3، ص 473.
[9] صحیح البخاری، ج 1، ص 2، 198، 163، 253، 256، 258، 259؛ سنن ابی داود، ج 1، ص 143 – 144؛ السنن الکبری، ج 2، 106.
[10] السنن الکبری، ج 2، 106.
[11] سنن ابوداود؛ ج 1، ص 75؛ السنن الکبری، ج 2، ص 440.
[12] السنن الکبری، ج 2، ص 105.
[13] جهت آگاهی بیشتر درباره روایات وارده در این باب، نک: نمایۀ "ما هی فلسفة السجود علی التربة"؟ سؤال 508 عربی (سایت: ۵۵۴).
[14] مسند احمد حنبل، ج 1، ص 321؛ السنن الکبری، ج 2، ص 105.
[15] بخاری، صحیحه، ج 1، ص 101؛ صحیح النسائی، ج 2، ص 57.
[16] ابن ماجه، سنن، ج 1، ص 255.
[17] صحیح النسائی، ج 2، ص 57.
[18] ترمذی، صحیح، ج 2، ص 126.
[19] صحیح مسلم، ج 2، ص 62، 126.
[20] بخاری، صحیح، ج 1، ص 101؛ مسلم، صحیح، ج 2، ص 128.
 

 

ارسال برای دیگران

پرسش از اسلام سوال:چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟

ارسال شده در:4 اسفند 1386
پرسش از اسلام

سوال:

چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟


پاسخ:

قبل از پرداختن به جواب سؤال، لازم به تذكر است كه قاعدۀ دو برابر بودن سهم مرد نسبت به زن، يك قاعدۀ كلى نيست، بلکه در شرع و قانون، مواردى وجود دارد كه در ارث بردن، فرقى ميان زن و مرد نيست؛ مانند پدر و مادر ميت كه هر دو به صورت مساوى ارث مى ‏برند و فرقى بين آنها وجود ندارد.
از ديرباز، اين سؤال مطرح بوده است كه چرا ارث زن نصف ارث مرد است و آيا اين نوعى تبعيض به نفع مردان نیست؟ در روايتى از امام صادق ‏(ع) سؤال مى‏شود كه چرا زن كه ضعيف‏تر است و احتياج به حمايت بيشترى دارد، بايد از ارث يك سهم داشته باشد و مرد كه از حيث قواى بدنى و جسمانى قوى‏تر از اوست، بايد دو سهم از ميراث ميت را تصاحب نمايد؟ امام (ع) در پاسخ مى‏فرمايند: به دليل اين كه مرد تكاليف بيشترى داشته و مسئوليت‏هاى سنگين‏ترى بر دوش دارد. مرد بايد به جهاد برود و مخارجى را در اين زمينه متحمل شود، مرد بايد علاوه بر مخارج خود، مخارج زندگى همسر خود را نيز تأمين نمايد. مرد در رديف عاقله است و بايد در جنايت خطايى بستگان خود، با پرداخت مال، معاونت نمايد در حالى كه زن چنين وظايفى را ندارد.[1]
در روايت ديگرى از امام صادق (ع) بر اين نكته تأكيد شده كه پرداخت مهريه از سوى مرد به زن، جبران نقصان ارث زن است.[2]
آنچه در اسلام در باب ارث بيان شده، در واقع انقلابى به نفع زنان است. در جاهليت، زن و دختران ميت از ارث محروم بودند و تمامى ميراث ميت به پسران او انتقال مى‏يافت، لكن اسلام قوانين جاهلى را باطل نمود[3] و زن را در زمرۀ وراث ميت قرار داده و به زن از همان ابتدا، در تملك و تصرف در اموال، استقلال اعطا نمود، امرى كه به تازگى و در دو قرن اخير به تدريج وارد قوانين كشورهاى اروپايى شد.
با اين كه در ظاهر ارث مرد دو برابر ارث زن است، اما با دقت بيشتر روشن مى‏شود كه از يك نظر، ارث زنان دو برابر مردان است و اين به خاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.
وظايفى كه بر عهدۀ مردان گذارده شده، موجب مى‏شود در عمل، نيمى از در آمد آنان صرف زنان گردد. مرد بايد هزينۀ زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد و هزينۀ زندگى خود و فرزندان نيز بر عهدۀ اوست. حتى اگر شأن زن و موقعيت او اقتضا كند تا خدمتكارى را استخدام نمايد و خودش هم توان مالى پرداخت مزد او را داشته باشد، باز هم پرداخت حقوق و مزد خدمتكار برعهدۀ مرد است.[4]
با اين توضيحات، مشخص مى‏شود كه زياد بودن ارث زن، لازمۀ توازن و تعادل ميان ثروت زن و مرد است و در اين ميان اگر اعتراضى هست بايد از سوى مردان باشد نه زنان.[5]
در مقابل وظايفى كه مرد برعهده دارد، زن از پرداخت هرگونه هزينه‏اى معاف است و حتى نسبت به تأمين مخارج خود از قبيل پوشاك و خوراك و... هيچ‏گونه مسئوليتى ندارد، لذا در عمل، اين زن است كه سهم بيشترى از اموال را در اختيار مى‏گيرد. در تفسير نمونه، مثالى بيان شده كه براى روشن شدن موضوع مفيد است و آن اين كه اگر فرض كنيم مجموع ثروت‏هاى موجود در دنيا 30 ميليارد تومان باشد كه از طريق ارث، تدريجاً در ميان زنان و مردان جهان (دختران و پسران) تقسيم گردد، از اين مبلغ 20 ميليارد تومان سهم مردان و 10 ميليارد تومان سهم زنان است. زنان مطابق معمول ازدواج مى‏كنند و هزينۀ زندگى آنان بر دوش مردان خواهد بود و به همين دليل، زنان مى‏توانند ده ميليارد تومان خود را پس انداز كنند و در بيست ميليارد سهم مردان عملاً شريك خواهند شد؛ زيرا سهم مرد، خرج زن و فرزندان مى‏شود، پس در واقع، نيمى از سهم مردان كه ده ميليارد تومان مى‏شود، مصرف زنان خواهد شد. با اضافه كردن اين مبلغ به ده ميلياردى كه زنان پس انداز كرده بودند، در مجموع صاحب اختيار بیست ميليارد خواهند بود.[6]
با توجه به مطالب ذكر شده مى‏توان علل نصف بودن ارث زن را در سه بخش خلاصه نمود:
الف. مهريه: هنگام انعقاد عقد ازدواج، مرد مكلف است مهريه‏اى مناسب براى زن در نظر بگيرد كه هر وقت زن آن را مطالبه نمود، بايد مهريه را در اختيار او قرار دهد. در غير اين‏صورت زن هيچ وظيفه‏اى نسبت به تمكين در مقابل شوهر ندارد. پس، از ابتداى شروع زندگى، مرد شرعاً مكلف است مهريه‏اى براى زن مقرر دارد و اين يكى از عللى است كه در برخى سخنان اهل بيت ‏(ع) به آن اشاره شده است.[7]
ب. نفقه: در زندگى زناشويى، مرد مكلف است علاوه بر تأمين مخارج زندگى خود، مخارج زن و فرزندان را نيز به عهده بگيرد، تأمين خوراك، پوشاك و مسكن متناسب با شأن زن از جمله وظايف مرد است. زن حتى اگر ثروت كلانى هم داشته باشد، هيچ مسئوليتى در زمينۀ تأمين مخارج خود و فرزندانش ندارد. زن نه تنها هيچ بار مالى را در زندگى زناشويى بر دوش نمى‏كشد، بلكه در صورت تمايل حق دارد در قبال كارهاى معمول خود در منزل از قبيل شيردادن و پخت و پز و... از شوهر خود اجرت دريافت دارد.
ج. وظايف ويژۀ مرد: مسؤوليت‏هاى سنگينى برعهدۀ مرد گذاشته شده است كه زن از آن معاف است؛ مانند جهاد در راه خدا و.... مرد بايد با مال و جان خود جهاد كند. چنانچه در آيات قرآن جهاد با مال مقدم بر جهاد با جان است. مرد بايد هزينه‏هاى مربوط به جهاد را خود پرداخت نمايد.[8] در جناياتى كه خويشاوندان بايد ديه را بپردازند، زن از پرداخت ديه و هميارى در اين امر معاف شده است.
ملاحظه مى‏شود كه اسلام نخواسته است به نفع زن و عليه مرد يا به نفع مرد و عليه زن قانونى وضع كند. اسلام نه جانبدار مرد است و نه جانبدار زن، اسلام در قوانين خود سعادت مرد و زن و فرزندانى كه بايد در دامن آنها پرورش يابند و نيز سعادت جامعۀ بشريت را در نظر گرفته است.[9] به هر حال، اسلام بر اساس وظايف و تعهدات اقتصادى و مالى كه براى مرد در نظر گرفته است، اقدام به تقسيم ثروت در مواضع مختلف و از جمله ارث نموده و هيچ تبعيضى در اين مقوله قابل ادعا نيست. از طرفى، مجموعۀ قواعد و مقرراتى كه در مورد زن و مرد در اسلام وجود دارد، ايجاب مى‏كند كه قوانين آن در باب ارث و... به شكل خاصى باشد و اين امر نمى‏تواند محل اشكال به قوانين مدنى اسلام باشد.
در نهايت ممكن است گفته شود كه اگر چنين است كه مخارج زن برعهدۀ مرد است، پس زن را چه حاجتى است به داشتن ثروت و اندوخته؟
در جواب مى‏توان گفت: مهريه و ارث زن به عنوان پس اندازى است براى آينده‏اش كه اگر احياناً از همسر خود جدا شد و يا همسرش فوت كرد، براى ادارۀ زندگى خود پس اندازى داشته باشد[10] و در كمال آرامش و عزت نفس ادامۀ زندگى دهد.
اما اين كه نفقۀ زن بر عهدۀ مرد است، براى آن است كه زن بدون دل مشغولى و دغدغۀ خاطر، به پرورش فرزندانى برومند و كارآمد براى جامعه بپردازد و حرارت و گرماى كانون خانواده را كه اصلى‏ترين هستۀ اجتماع مى‏باشد، تأمين كند.
در خاتمه توجه خوانندۀ عزيز را به اين نكته معطوف مى‏دارد كه هرگاه در اثر شرايط خاصى حمايت بيشترى از زن يا دختر، ضرورى به نظر آيد، در چنين مواقعى صاحب مال با اتخاذ تدابيرى كه در شرع مقدس آمده است، مى‏تواند حمايت لازم را از فرد مذكور به عمل آورد؛ بدين معنا كه اگر پدرى احياناً حمايت بيشترى از دختر خود را ضرورى تشخيص دهد مى‏تواند در ايام حيات خود، قسمتى از اموال خود را به او هبه نمايد يا اين كه از محل ثلث اموال خود، مبلغى بيش از سهم الارث را از باب وصيت به دختر خود اختصاص دهد.

-------------------------------------
[1] حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 26، ص 93، آل البيت؛ شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج 9، ص174 و 275، دارالكتب الاسلامية؛ الكافى، ج 7، ص 85.
[2] شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 57. دار الكتب الاسلامية، 1365.
[3] ابوالفتح رازى، تفسير روض الجنان، ج 10، ص 268، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى .
[4] مريم ساوجى، حقوق زن در اسلام و خانواده، ص 113، چاپ دوم، مجرد، 1371.
[5] محمد حسين، فضل الله، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامى، ترجمه، عبدالهادى، فقهى زاده، نشر دادگستر، ص 23.
[6] مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج 3، ص 288، دار الكتب الاسلامية.
[7] محمد بن رضا، القمى المشهدى، كنز الدقائق، ج 3، ص 343، چاپ وزارت ارشاد.
[8] قاضى طباطبائى، تحقيق در ارث زن از دارايى شوهر، ميهن، 1353، ص 143.
[9] مطهرى مرتضى ، نظام حقوقى زن در اسلام، ص 253، نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اول، 1353.
[10] طالقانى سيد محمود، پرتويى از قرآن، ج 6، ص 90، نشر تهران، شركت سهامى انتشار.

 

 

فردوسي طوسي
baran432002@yahoo.no

ابن بلخی در فارسنامه در باره تخت جمشید می نویسد:( هر كجا صورت جمشید به كنده گرد كنده اند، مردی بوده است قوی. كشیده ریش و نیكو روی و جعد موی و در بعضی جاها صورت او گرد است و چنان است كه روی در آفتاب دارد.)
.
با این درآمد ببینیم، جمشید جم در شاهنامه چه می کند:
در این جا نیز می بینیم که دیوان یا زنخدایان باستان خانه ساختن و دیوار سازی را به مردمان می آموزند:
بفرمود دیوان ناپاک را
به آب اندر امیختن خاک را
هر آنچه ز گل آمد چو بشناختند
سبک حشت را کالبد ساختند
به سنگ و به گچ، دیو، دیوار کرد
نخست از برش، هندسی کار کرد
چو گرمابه و کاخ های بلند
چو ایوان که باشد پناه از گزند
سپس جمشید، گوهر ها و یاقوت نقره و زر را کشف می کند.
آنگاه مشک و عنبر و کافور و گلاب می آورد.
پس آنگاه بنیاد پزشکی و درمان دردها و دارو سازی را می نهد.
و:
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب
زکشور به کشور برآمد شتاب
چنین است که مردمان روز بر تخت نشستن جمشیدو روز شکوفایی طبیعت و انسان را باهم جشن می گیرند.
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج تن دل زکین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند.

ادامه دارد ...

ارسال برای دیگران

آخرین صفحه | صفحه از4 | صفحه بعدی
هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها به دست شما میرسد امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. hlgole@yahoo.com (lorestani)

آخرین پست ها

گلچین های روز پزشکی را بخوانید
ابرمرد تکنولوژی در سال ۲۰۰۸
معانی نام کشورهای جهان !
Happy Holidays
الفبــــای زنــــدگی !
مطلب روز : مجله گلچین روز پزشکی
ویلون‌نوازی در مترو
هشت ايده براي نجات بشر
قسام گدایی
قسام گدایی
دوستان و دشمنان حافظه
راهکارهای متداول برای رفع بوی بد دهان
بولیمیا، بیماری مانکن ها و دختران جوان
زندگینامه مشاهیر رازی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی سده سوم هجری است.
گلچین های روز پزشکی
هفت مقدس
رازهاي تقدس عدد هفت در فرهنگ ايراني
هشت تكنيك براي شیره مالی سر رییس!!!
دوستي تـا ابـديت !
نکات کلیدی جنسی در مورد زنان
آموزش احياي قلبي - ريوي
این هم شعری زیبا از سهراب به همراه صدای ماندگار خسرو شکیبایی ، حتما توصیه می کنم گوش کنید..
نژادپرستى محكوم است
مطلب روز از گلچین های روز پزشکی
6 تکنیک کنترل احساسات
عشق و دیوانگی !
دردهایی که خبر از افسردگی می دهد
معنی واقعی صلح
لبخند زندگی
راز مثلث برمودا
چي بگيم تو خواستگاري !
متن کامل دعای جوشن کبیر از سایت الف
اندر احوالات سرعت اینترنت در ایران!-اینترنت dailup
تصویری از بزرگ ترین گل دنیا!!!
منتظر دیدگاه های شما هستم.
هشدار براي استفاده از محصولات ساخت چين !
! تست استرس
دانستنی های بامزه: آیا می دانستید......!
5 ماده غذايي مهم در رژيم غذايي
سمينار دكتر محمود معظمي در اراک زمان : نوزدهم و بيستم آبان ماه ساعت 17:30 لغايت 21:30
گروه موسیقی صفی الدین در فرهنگ سرای آینه اراک ۲4و ۲5 ابانماه سال ۸۷
در صورتي که کودک شما 5 سالش تمام شده و لکنت زبان دارد،
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت ، امام جعفر صادق (ع)
نمونه یک سوء استفاده ایرونی !!!
ارتباط سرطان سينه و پوشيدن سوتین
نوجوانان ايران ، قهرمان آسيا شدند
پاسخگویی به سوالات شرعی از طریق پیامك
تست روانشناسی جالب:
مطلب روزاز گلچین های روز
اس ام اس

آرشیو موضوعی

sms , پیامک های روز گلچین
فرهنگسرای ایران
قرآ« شناسی پـیـش بـیـنـی هـای قـرآن
قرآ« شناسی حـيـات - قـيـامـت
قران شناسی ابـر- بـاران- تـگـرگ -باد
قران شناسی جـنـيـن-بـدن انـسـان
قران شناسی حـیـوانـات - حـشـرات -پـرنـدگـان
قران شناسی درخـتـان - مـیـوه هـا
قران شناسی ستاره گان
قران شناسیاقــوام - مـتـفـرقـه
قران شناسیزمـيـن جـو کـوهـهـا دریا ها
مقالات مذهبی
مناجات عشق خدائی
مناسبتهای گلچین روز
موسیقی و ترانه های گلچین روز
مطالب ورزشی
مطالب خوب و خواندنی روز
چگونه تجارت کنیم
وقايع تاریخی ایران در گذشته و حال
گلچین لینک های دیدنی و جالب روز
گلچین مطالب خوب پزشکی
گلچین های سخنان بزرگان
پیامک های گلچین روز
انواع ماساژ درمانی
اخبار گلچین روز
تبلیغات رایگان استان مرکزی
تصویر گلچین روز
حدیث گلچین روز
خواندنی عشق و زندگی
خوردنيهاي شفابخش
دانلود فیلم
دانلود موزیک روز
دانلود نرم افزار موبایل
دانلود نرم افزارها
دانلود انيميشن
داستان و ادبیات روز
سرگرمی ها روز
علم و دانستنهای گلچین روز
علوم و مطالب قرآنی
عکس های دیدنی

پیوندها

هم اینجا ! جی میل بزنید
هم اینجا ! ایمیل بزنید
« گـــــوگـل »
« یاهــــــــو »
وب سایت وزارتخانه ها،ادارات وسازمان های دولتی تمامی استانهای ایران
گلچین روز http://lorestani.blogtak.com
گلچین های معماریhttp://ganjinahsl.blogtak.com
گلچین های روزhttp://1000gol.blogtak.com
گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک
کلوپ eshghekhodayi
ايميل MyWay email
مــــــــــــادران و پدران مهــــــــــربان با اندیشه خدائی
اطلاعات و تکنولوژی اینترنت و کامپیوتر
عشق خدائی با اندیشه های زیبای هستی
مادر مهربان
http://www.1000gol.blogtak.com گل روز/
تعبیر خواب خود را جستجو کنید
جوانان بخوانند
گلچيني از مباحث قرآنی
سایت کودکان
آپارتمان نشيني
شهر سازی معماری
بانک اطاعات ایرانیان
دانلود مداحی
آقا شیر
http://sajadlorestani.blogtak.com/
داستان های کوتا
قران شناسی
محمدرضا شجریان
پرورش تکثیر ماهی تزئینی
پایگاه تنظیم خانواده
داستانهای کوتاه
روانشناسی
دنیای کامپیوتر
نشریه خانواده
گلچین های من
مهندسی الکترونیک
تبلیغ سیتی تجارت
پارس تاجران الکترونیک
همکاران سیستم
برق الکترونیک
هواداران محسن چاوشی
محسن چاوشی
کوچه های دل
مجلات راه نرفته
آپلود عکس
سازمان جغرافیائی ایران
نسیم شمال
مجله موفقیت
ورزش کنید در خانه
بانک صوت و فیلم
پایگاه اطلاع رسانی
ایران سلامت
پزشکی parsiteb روز
سلامت و بهداشت
شرکت مدیریت سرمایه گذاری آرمان
سیمرغ روز
میعادگاه روز
هم ترانه
اوبل ایکس
فروش نوت بوک

لیست دوستان

<%FriendUsername%>