http://ganjinahsl.blogtak.com/ - http://1000gol.blogtak.com/ - http://irangolchin.blogtak.com/ - http://sajadlorestani.blogtak.com/ -http://www.mother20.persianblog.ir/-hlgole@myway.com-hlgole@yahoo.com html> گلچین های روز برای عاشقان خوش فکر و اندیشه های عشق خدائی
گلچین های روز برای عاشقان خوش فکر و اندیشه های عشق خدائی

ابرمرد تکنولوژی در سال ۲۰۰۸

ارسال شده در:14 دي 1387

 ابرمرد تکنولوژی در سال ۲۰۰۸

همواره در صنعت مرتبط با تکنولوژی تک افرادی وجود دارند که حضور آنها همراه با نبوغ ذاتی آنها

سر منشاء تحولات عظیم برای شرکت خودشان و در نهایت برای جامعه بشری میشود امروزه همه

ما از وسایل و محصولات وابسته به تکنولوژی بهره می بریم در این نوشته قصد بر این است تا

۱۰ مرد تاثیر گذار در تکنولوژی سال ۲۰۰۸ را معرفی کنم .

۱۰ - جیسون کیلار  ( مدیرعامل Hulu )

مدیریت و راه اندازی یک وب سایت بر پایه محتوای ویدیوی با وجود غول های همچون NBC universal و یا

News Corp دردسر فراوانی دارد ولی تاسیس Hulu در سال ۲۰۰۸ تاثیرگذار بود این وب سایت به قدری

قدرتمند و تاثیر گذار بود تا جای که باعث شد گوگل به فکر مدل تجاری جدیدی برای یوتیوب باشد خصوصآ در

زمینه نمایش شوهای آنلاین . کیلار از شرکت آمازون به Hulu پیوست.کام اسکور تخمین می زند ۲۴ میلیون

کاربر یکتا ۲۳۵ میلیون ویدیو را در ماه از Hulu تماشا می کنند البته این مقدار تنها ۱/۷ % از بازار ویدیوهای آنلاین

هست که یوتیوب به تنهای سهمی ۴۰ % از این بازار دارد. البته همین مقدار هم Hulu رو به ششمین وب سایت

بزرگ ویدیو در وب تبدیل کرده چیزی که باعث می شود تا با چشمان باز کارهای آقای کیلار را تعقیب کنیم.

 


 

۹ - جاناتان ایو ( معاون مدیرعامل در طراحی صنعتی ، اپل )

اپل یعنی استیو جابز و استیو جابز یعنی اپل . همین تعریف کافیست تا بدانیم اپل تا چه اندازه مدیون

استیو جابز است خصوصآ سخنرانی های مشهور او برای معرفی محصولات ولی آیا به نظر شما جابز

به تنهایی این محصولات را طراحی می کند ؟ مسلمآ وجود دیگر افراد نخبه و باهوش در اپل چنین

چیزی را ممکن کرده ولی آنها در زیر سایه استیو جابز قرار گرفته اند ، اما زمزمه های به گوش می رسد

که استیو جابز قصد ترک کردن اپل را دارد به نظر جاناتان ایو جانشین مناسبی برای او باشد ، کسی

که طراحی های هوشمند او خصوصآ در آیفون باعث موفقیت بی نظیر اپل شده است.

 


 

۸ - ایوان ویلیامز ( موسس و مدیرعامل توییتر )

خیلی ساده شما صاحب وب سایتی هستین که وقتی فیس بوک به شما پیشنهاد ۵۰۰ میلیون

دلاری برای تصاحب وب سایت رو میده شما اون رو رد می کنید ! یعنی وب سایت موفقی دارین

البته توییتر در حال حاضر آنچنان هم که برخی گمان می کنند بزرگ نیست ، توییتر در ماه حدود

۵ میلیون بازدید کننده دارد که با این رقم خود را در بین ۵۰۰ سایت پربازدید دنیا قرار میدهد ، توییتر

سرویسی است که شما می توانید در آن پیام های با محدودیت ۱۴۰ کاراکتر ارسال کنید چه از طریق

وب و چه از طریق گوشی های همراه در نهایت توییتر به یک شبکه اجتماعی قوی بدل شده که جای

پی گیری دارد.

 


 

۷ - مارک هورد (مدیر عامل HP)

ار هنگامی که مارک هورد از سال ۲۰۰۵ نقش مدیرعاملی در شرکت HP را پذیرفته این شرکت روند

رو به رشدی گرفته کافیست بدانیم که سود مالی این شرکت در سال ۲۰۰۸ رقمی بالغ بر ۱۱۸/۴ بیلیون دلار

بوده .

 


 

۶ - استیون سینوفسکی( معاون مدیرعامل در گروه مهندسی ویندوز و ویندوز لایو ، مایکروسافت )

آیا شما قصد دارید ویندوز ویستا را دوباره اختراع کنید ؟ این کاریست که استیون سینوفسکی در حال

انجام آن است ، ویندوز ویستا یک شکست برای مایکروسافت محسوب می شود سهم فروش ویندوز در

تاریخ ۱۵ ساله ویندوز شکستی تاریخی محسوب می شود . استیون سینوفسکی در حال ساخت سیستم

عاملی بر روی ویندوز ویستا است و در حال تصحیح و بر طرف کردن اشکالات وارد بر ویندوز ویستا ، ویندوز ۷ قرار

است تمام ایرادهای را که در زمان جیم آلچین (مدیر سابق) روی داده بر طرف کند . سینوفسکی در یک کلام قصد

دارد تا غرور از دست رفته ویندوز را با ارائه ویندوز ۷ که پر از ویژگی های جدید خواهد بود برطرف کند.

 


 

۵ - میتچل بیکر (موزیلا)

میتچل بیکر مدیر محبوب و دوست داشتنی سیلیکون والی درسال ۲۰۰۸ ، کسی که ۵ سال پیش

هنگامی که امریکن آنلاین به کار توسعه نت اسکیپ پایان داد پایه گذار موسسه موزیلا بود و با توسعه

و ایجاد یک محصول راهبردی مانند “فایرفاکس” توانسته سهمی ۲۰ % از بازار مرورگرها بدست آورد جای

که ۷۰ % از این بازار به یک رقیب بزرگ به نام مایکروسافت با محصول IE تعلق دارد.مطمئنآ مرورگر سال ۲۰۰۸

فایرفاکس بوده و بیکر در این میان نقشی اساسی ایفا می کند .

 


 

۴ - اندی روبین (رئیس پلتفرم های موبایل ، گوگل)

روبین ، مهندس شرکت اپل و همچنین پایه گذار شرکت دنجر (به مایکروسافت فروخته شد) در حال توسعه

سیستم عامل اندورید برای تلفن های همراه میباشد.اندی روبین قبل از پیوستن به گوگل در حال توسعه یک

سیستم عامل به نام اندورید برای گوشی های تلفن همراه بود که گوگل متوجه قدرت و پتانسیل این  نرم افزار

شد و اندی روبین را به استخدام خود درآورد ، سیستم عامل اندورید در حال حاضر چالش بزرگی برای سیستم عامل

اپل آیفون محسوب می شود به هر حال سال آینده از این سیستم عامل زیاد خواهیم شنید تا جای که ممکن است

صحبت های که پیرامون ارائه یک سیستم عامل رایگان تحت دسکتاپ از سوی گوگل همین اندورید باشد.

 


 

۳ - بیل گیتس (موسس و رئیس مایکروسافت)

بیل گیتس رو که یادتون هست ؟ آها ! امسال بیل گیتس کار خاصی نکرد ! ولی باید برای یک عمر

فعالیت از او تشکر بشه به این دلیل که امسال بیل گیتس فعالیت خودش رو در مایکروسافت کاهش داد

تا بتونه بر روی موسسه خیریه خودش و همسرش تمرکز بیشتری بکنه بیل گیتس با تاسیس مایکروسافت

در سال ۱۹۷۵ باعث شد تا امروزه ما بتونیم از کامپیوترهامون به صورت امروز استفاده کنیم و این جای

تقدیر داره ، البته بیل گیتس همچنان با یک پروژه رازآلود با نام Bgc3 در صنعت تکنولوژی حضور خواهد داشت

 


 

۲ - ریگی فیلز ایمه (رئیس نیتندو)

در بین رقابت شدیدی که بین شرکت های نظیر سونی و مایکروسافت برای فروش کنسول های بازی

وجود داره ، نیتندو توانست با فروش ۳۴ میلیون کنسول بازی جایگاه اول در آمریکا رو به خودش اختصاص

بده  و اینجاست که نقش چنین مدیری با صورتی مصمم به چشم می خوره کسی که تونسته برندی خاص

از Wii ارائه بده ، کنسولی خاص تر از تمام کنسول های بازی.

 


 

۱ - اِلون موسک ( موسس spaceX ، رئیس تسلا ، رئیس سولارسیتی )

دست آخر نفر اول در لیست ما فرد سرشناسی چون الون موسک هست ، موسس شرکت

paypal و فردی کلیدی در صنعت تکنولوژی سال ۲۰۰۸ . آقای موسک شرکت های دیگری چون

شرکت توسعه راکت spacex و همچنین شرکت تولید ماشین های الکتریکی تسلا و همچنین

شرکت انرژی خورشیدی سولارسیتی را در کارنامه خود دارد ۳ فناوری کلیدی که آینده صنعت فضا و همچنین

انرژی های سبز را در دست خود دارد.

شرکت spacex هم اکنون قراردادی ۱/۶ بیلیون دلاری با ناسا دارد برای توسعه موشک های مورد نیاز برای پروازهای

سرویس ISS که مابین سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱۶ انجام می پذیرد ، همچنین شرکت تسلا یکی از شرکت های

نوید دهنده ماشین های الکتریکی در ایالات متحده می باشد و همچنین شرکت سولارسینی بزرگترین شرکت تولید

انرژی خورشیدی در ایالت کالیفرنیا می باشد و آقای موسک این ۳ فناوری کلیدی را دستان خود دارد و در آینده

از شرکت ها او بیشتر خواهیم شنید.

ارسال برای دیگران

زندگینامه مشاهیر رازی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی سده سوم هجری است.

ارسال شده در:10 آذر 1387

زندگینامه مشاهیر

 رازی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی سده سوم هجری است.

www.softarchive.us

برای مشاهده متن کامل به ادامه مراجعه کنید

نیمه دوم سده سوم (ه- ق) را جورج سارتون در تاریخ علم، هم بدین عنوان "عصر" محمدبن زکریای رازی (251- 313 ه ق) (865-925) نامیده است. عصر رازی دوره اولین جنبش نوزایی فرهنگی اسلامی به شمار می‌رود که در وسیع‌ترین محدوده زمانی خود فاصله میان سده‌های سوم و چهارم را در بر می‌گیرد. این دوره را که اوج "تمدن اسلام" دانسته‌اند، شاهد ظهور یک طبقه متوسط دولت مند و متنفذی بود که با برخورداری از اشتیاق و امکانات کسب دانش و موقع اجتماعی به پرورش و پراکنش فرهنگ کهن مدد رساند.

رازی یکی از بزرگترین آزاد اندیشان تمام دنیای اسلام نامید بوده است. وی بزرگترین پزشک دنیای اسلامی و یکی از بزرگترین پزشکان تمام زمانها بوده است. اما چیزی که باعث شد مسلمانان به شدت رازی را تکفیر کنند، دیدگاه های رازی در مورد ادیان بود. رازی هیچ آمیختگی و همگونی ای را در میان فلسفه و دین نمیدید. در دو کتاب روشنگرانه که یکی از آنها بعدا یکی از معروف ترین کتابهای کفر آمیز آزاد اندیشان اروپایی (سه دغلکار 1) را نیز بطور مستقیم تحت تاثر خود قرار داد، تنفر و ضدیت خود از ادیان مبتنی بر وحی را آشکار کرد. در اینجا دو نظریه بنیادی از این اثر را باز خواهیم گفت:

همه انسانها برابر هستند، و بطور برابری دارای استعداد استدلال شده اند، و نباید استعداد استدلال خویش را در برابر ایمان کور دست کم بگیرند و از دست بدهند. این استدلال است که انسان را قادر میسازد تا حقایق علمی را مستقیما دریافت دارد. رازی پیامبران را بطور اهانت آمیزی "بزهای ریش بلند" میخواند و میگوید این بزهای ریش بلند هرگز نمیتوانند ادعا کنند که دارای برتری فکری و روحانی خاصی نسبت به بقیه هستند. در ادامه میگوید این بزهای ریش بلند در حالی که مردم را با غرق کردن خود در دروغهایی که از خود تراوش میکنند به اطاعت کور کوران از "گفتار ارباب" فرا میخوانند؛ ادعا میکنند که با پیامی از طرف خدا آمده اند.*رازی

معجزات پیامبران نیرنگهایی هستند که بر حیله گری استوارند، و یا داستانها و روایاتی که از آنها به یاد مانده است مشتی دروغ است. باطل بودن تمام چیزهایی که پیامبران میگویند ااز این حقیقت آشکار میشود که گفتارهایشان با یکدیگر در تضاد است، پیامبری آنچه پیامبر دیگر منع کرده را در حالی که خود را مخزن و انبار حقایق میداند مجاز میگرداند. انجیل تورات را نقض میکند و قرآن انجیل را.*رازی

آداب و رسوم، سنت و تنبلی فکری باعث میشود که انسانها رهبران مذهبیشان را کورکورانه دنبال کنند. ادیان اصلی ترین دلیل جنگهای خونینی بوده اند که نوع انسانها را بلا زده کرده است. ادیان همچنین دشمن ثابت قدم تفکر فلسفی و تحقیقات علمی بوده اند. نوشتارها و کتابهای به اصطلاح مقدس بی ارزش هستند و ضرر آنها برای انسانها تاکنون بیشتر از فایده آنها بوده است، در حالی که نوشتارهای قدمایی همچون افلاطون، ارسطو، اقلیدس و بقراط تابحال خدمات بسیار بیشتری را به انسانیت به سمر رسانده است.*رازی

در فلسفه سیاسی، رازی معتقد بود که اشخاص میتوانند در یک جامعه منظم بدون اینکه در وحشت از قوانین مذهبی ای که پیامبران انسانها را به پیروی از آنها مجبور ساخته اند زندگی کند. مسلما چیزهایی که شریعت اسلامی آنها را منع کرده است، همچون نوشیدن شراب نتوانسته است دردسری برای رازی ایجاد کند و همانطور که رفت، رازی معتقد بود که این فلسفه و استدلالات انسانی است که باعث سعادت و پیشرفت انسانها است نه دین و مذهب.*رازی

و بالاخره رازی معتقد به پیشرفت فلسفی و علمی بود. معتقد بود که علوم از نسلی به نسل دیگر پیشرفت میکنند. معتقد بود که اشخاص باید با بینش آزاد و بدون تعصب باشند، و مشاهدات تجربی را تنها به این دلیل که با پیشفرض های قبلی آنان همخوانی ندارد رد نکنند. رازی معتقد بود که کارهای علمی و فلسفی او با کارها و نظریات انسانهایی از لحاظ علمی برتر از او، در آینده جایگزین خواهد شد.*رازی

از آنچه گذشت آشکار است که رازی پرقدرت ترین انتقادات را در دوران میان سالی تاریخ مدرن، چه در اروپا و چه در جهان اسلام بر علیه دین انجام داده است. آثار کفر آمیز او بطور مشخص و دقیق باقی نمانده است اما همین خبر از شرایطی آزاد در جامعه اسلامی "که در جاهای دیگر در آن دوران وجود نداشته است" میدهد.*رازی

نام و نشان رازی
رازی پزشک کیمیایی و فیلسوف نامدار که چیز زیادی از زندگانی او دانسته نیست. طبق قول ابوریحان بیرونی در ماه شعبان سال 251ق _ 865م در ری زاده شد. نام نیای رازی یحیی بوده است و بدین نام و نسب "ابوبکرمحمدبن زکریا بن یحیی الرازی" یاد کرده است. در بعضی از منابع، پیشه زرگری اولین کار رازی شمرده شده است. گفته می‌شود که وی در روم شوشه‌های طلا معامله می‌کرد و شناخت کیمیا در نزد وی از همین داستان نتیجه گرفته شده است و بعدها رازی به طب پرداخته است.

استادان زکریای رازی
مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند:

ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است. ابوزیذ بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است. ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماترلیسیم) یا گیتی‌شناسی بوده است. دانش شیمی و رازی رازی، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کرده‌اند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: "روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند."

مکتب کیمیا
رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تأسیس کرده که آن را می‌توان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. ژولیوس روسکا دانشمند برجسته‌ای که در شناسایی کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به دانشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تأثیر فرهنگ ایرانی دوران ساسانی در پیشرفت علوم دوران اسلامی و از جمله کیمیاست که در نتیجه موجب پیشرفت علم شیمی امروزه شده است.

نظریه اتمی و رازی
در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی، نکته‌ای که از نظر محققان و مورخان علم، ثابت گشته، نگرش "ذره یابی" یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بوده‌اند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییرپذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر می‌داند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا، "کیمیا" ارسطویی بوده است و "شیمی" دموکریتی است. به عبارت دیگر، شیمی علمی رازی، مرهون نگرش ذره‌گرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم "فیزیک" کار است و بسط داد.

در اروپا فرضیه اتمی را "دانیل سرت" Daniel Seer در سال 1619 از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها "روبرت بویل" آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با دیدگاه‌های کیمیاگران قدیم تفاوت آشکار دارد نباید گذشت که از زمان فیلسوفان کهن تا زمان او، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با ان که نظریه رازی با مال بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات دانشمندان شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.

اکتشافات رازی در شیمی
رازی توانست مواد شیمیایی چندی از جمله الکل و اسید سولفوریک (زیت الزاج) و جز اینها را کشف کرد.

ارتباط رازی با دیگر دانش‌ها
رازی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر خیام نیشابوری، بررسی‌ها و پژوهش‌های خود را از جمله در چگال‌سنجی زر و سیم مرهون دانش "رازی" هستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبدشکافی، جانورشناسی، گیاه شناسی، کانی‌شناسی، زمین شناسی، هواشناسی و نورشناسی دست داشته است.

ارسال برای دیگران

دوستي تـا ابـديت !

ارسال شده در:25 آبان 1387

دوستي تـا ابـديت !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قراردهند. سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هر کدام از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند. بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.

روز شنبه، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، و سپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت. روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد. شادی خاصی کلاس را فرا گرفت. معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید "واقعا ؟" "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند!" "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند."
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد و اوضاع مدرسه بصورت عادي مي گذشت. معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث و صحبت پرداخته اند یا نه، به هر حال گويي اين موضوع را مهم تلقي نكرد. زيرا آن تکلیف هدف معلم را برآورده کرده بود. آن برگه ها نشانگر اين نكته بود كه همه ي دانش آموزان از تک تک همکلاسی هایشان رضايت كامل داشتند ...

از دست بر قضا با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دور افتادند و هر كدام در مكاني ديگر مشغول ادامه تحصيل ، كار و زندگي شدند ...

چند سال بعد، متقارن با شروع جنگ، یکی از دانش آموزاني كه "مارک" نام داشت و به خدمت سربازي اعزام شده بود در جنگ ویتنام کشته شد ! معلمش با خبردار شدن از اين حادثه در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد. او تا بحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده ای به نظر می رسید. کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی، مراسم وداع را بجا آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید : "آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟" معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : "چرا" سرباز ادامه داد : "مارک همیشه درصحبت هایش از شما یاد می کرد. "در حين مراسم تدفین، اکثر همکلاسی هاي قديمي اش برای شركت در مراسم در آنجا گرد هم آمده بودند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند.

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید، به معلم گفت :"ما میخواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد. "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با نوار چسب بهم متصل شده بودند را از کیفش در آورد. خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام خوبیهای مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود !

مادر مارک گفت : "از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم. همانطور که میبینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است." همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند.
چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : "من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم."
همسر چاک گفت : "چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم."
مارلین گفت : "من هم برای خودم هنوز برگه ام را دارم. آن را توی دفتر خاطراتم گذاشته ام."
سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه....". "من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد."
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


صحبت ها ادامه داشت، انگار كلاسي مثل گذشته ها با همان همكلاسي هاي هميشگي در آنجا تشكيل شده بود فقط جاي مارک خالي بود كه اينك با آرامشي ابدي آرميده بود و دوستي ها را تا ابديت پيوند زده بود. معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورد، بي امان گریه اش گرفت. او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند، گریه می کرد !!!


سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما بعضي وقت ها فراموش می کنیم كه این زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی و در كجا اتفاق خواهد افتاد. بنابر این به کسانیکه دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزش هستند، قبل از آنکه برای گفتن اين حقيقت دیر شده باشد. القاء حس دوست داشتن و ايجاد يك حس اعتماد به نفسي كه بتوان به آن تكيه كرد در هيچ لحظه اي از عمر از ياد نخواهد رفت ...
 

ارسال برای دیگران

6 تکنیک کنترل احساسات

ارسال شده در:19 آبان 1387

6 تکنیک کنترل احساسات

واکنش های احساسی می توانند تاثیر شگرفی بر هر قسمت از زندگی ما داشته باشند. در طول زندگی، فرایند اجتماعی شدن و بالغ شدن یک سیستم فیلترینگ در مغز ما ایجاد میکند. هر چیزی که وارد احساسات ما می شود، قبل از اینکه ما از آن مطلع شویم، فیلتر می شود.

 

این فیلترها براساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصور ما از خودمان شکل می گیرد. از آنجا که این فیلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آن آگاهی نداریم اما آنها سخت سر جای خودشان قرار دارند و بر هر چیزی که می بینیم، درک می کنیم، تجربه میکنیم، همه آدم ها، اخبار و همه چیز تاثیر می گذارد.

 

تمرین کنترل احساسات به این معناست که از فیلترهای درونی خود آگاهی پیدا کنید و بتوانید از این طریق واکنش های خود را کنترل کنید. باید با طریقه پاسخگویی بدنتان در مقابل یک واکنش احساسی آشنا شوید. این یکی از راه هایی است که با آن می توانید تشخیص دهید و تایید کنید که یک واکنش احساسی قوی در حال اتفاق افتادن است.

 

مثلاً وقتی یک نفر شما را دروغگو خطاب می کند—یا هر حرف دیگر که راستی و درستی شما را زیر سوال می برد—چه اتفاقی می افتد؟ وقتی کسی درمورد شما از توهین های نژادی استفاده می کند، چطور؟

 

توهین هایی که باعث می شود دربرابر درستی خود، ایده هایتان یا کسانی که با آنها در ارتباط هستید، حالت تدافعی به خود بگیرید، می تواند یک واکنش فوری در شما ایجاد کند. در زیر به 6 تکنیک اشاره می کنیم که به شما کمک می کند احساساتتان را تحت کنترل خود درآورید:

 

1. حرفی که فرد مقابلتان می زند می تواند احساسات شما را به شکل مثبت یا منفی تحریک کند. در هر دو صورت، همیشه این خطر وجود دارد که اختیارتان را از کف بدهید. به همین دلیل در وهله اول لازم است که واکنش احساسی خود را به مخاطبتان تشخیص دهید. فقط آنزمان است که می توانید شروع به پاسخگویی به  آن کنید. برخی علائم می تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شاید میل شدیدی به قطع کردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صدای خود پیدا کنید، خط فکری خود را از دست می دهید، یا عضلاتتان سفت و سخت می شوند.

 

2. وقتی تشخیص دادید که یک واکنش احساسی شدید در حال نمودار شدن است، باید جهت آن انرژی منفی را تغییر دهید. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلی برمی گرداند و شما را از آنچه که موجب ناراحتیتان شده بود، دور می کند. تنفس عمیق می تواند به شما کمک کند، ناراحتی و عصبانیتی که به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ایجاد شده بود را از بین ببرید. اگر حرفی که طرفتان زد، واقعاً شما را اذیت کرده است، سعی کنید تمرکزتان را از روی آن روی تنفستان منتقل کنید و داخل و خارج شدن آن را کنترل کنید. این نوعی تمرین مدیتیشن است و مطمئن باشید که کمک زیادی به کنترل احساساتتان می کند. بعلاوه تنفس عمیق راه های دیگری هم برای تغییر تمرکزتان وجود دارد. مثلاً می توانید روی چیزهای خوب، زمانهایی که احساس خیلی خوبی داشته اید فکر کنید.

 

3. اگر کسی چیزی به شما گفت که ناراحت شدید، همیشه به طرف مقابل لبخند بزنید و بعد از او بخواهید که کمی در مورد این عقیده اش توضیح بدهد و مسئله را باز کند.

 

4. با کار کردن روی حداقل یکی از نتایج مثبت آن رابطه، این تغییر احساس را از بین ببرید.

 

5. با کسی مشاوره کنید. وقتی قرار باشد به کسی کمک کرده و با او مشاوره کنید، دیگر نمی توانید عصبانی باقی بمانید.

 

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال کنید. وقتی دوباره به حال و هوای آرام همیشه برگشتید، کمی به گفتگویتان فکر کنید و ببینید چه چیز احساسات شما را تحریک کرده است. تا می توانید وارد جزئیات شوید. سوال کردن از خودتان به شما کمک می کند دفعه بعد به چنین موقعیت هایی بهتر واکنش دهید.

یادتان باشد در زندگی همه ما روزهای بد وجود دارد. تصور کنید که چقدر احساس بدی پیدا می کنید اگر بعدها خبر فوت یا ورشکستگی فردی که حرفهایش موجب ناراحتیتان شده، را بشنوید. پس سعی کنید یا هدف آن فرد را از بیان گفته ها پیدا کنید و یا به کلی نادیده اش بگیرید.

ارسال برای دیگران

همراه با ما افکارتان رامثبت کنيد

ارسال شده در:22 مهر 1387

همراه با ما افکارتان رامثبت کنيد

موفقیت- براي بهتر شدن بينش خود نسبت به زندگي، بايد مطمئن باشيد که تمام زواياي رفتارتان مثبت است. امتحان کنيد و اگر لازم بود افکار، باورها و ديدتان را نسبت به خود تغيير دهيد.

با افکار خود مبارزه کنيد

کليد اصلي براي موفقيت واقعي در تفکر مثبت اين است که تمام راه‌هاي ممکني که افکار منفي شما را به مبارزه مي‌خواند ، پيدا کرده و سپس آن ها را با افکاري که مثبت‌تر و واقعي‌تر هستند عوض کنيد.

براي تغيير افکار منفي به مثبت بايد درک کنيد که اين افکار حقايق را بد جلوه مي‌دهند. هيچ چيز کاملا بد نيست .

افکار خود را بازنگري کنيد

براي تغيير افکار منفي به مثبت بايد درک کنيد که اين افکار حقايق را بد جلوه مي‌دهند. هيچ چيز کاملا بد نيست . اين فقط افکار تدافعي ما هستند که آن ها را اين‌طور منعکس مي‌کنند. بنابراين به خود عادت دهيد که هميشه افکارتان را تجزيه و تحليل کنيد و ببينيد که کجا چه چيزي را اشتباه فهميديد. آن گاه متوجه مي‌شويد که کجا افکار منفي جا گرفته‌اند. اين‌گونه افکار نامتعادل باعث تغيير احساسات شما شده و در درازمدت باعث مي‌شود تفکري متفاوت داشته باشيد و اين تاثيري عميق و بنيادي بر روي بينش شما در زندگي مي‌گذارد.

شناخت و اعتراف به منفي بودن

يادداشت روزانه‌اي را که از افکار خود داريد ، مرور کنيد. ممکن است متوجه شويد که در گذشته چيزي را اشتباه براي خود معنا کرده و فکري منفي در مورد آن داشته‌ايد. حال ياد بگيريد که دنبال پاسخ متعادل‌تري باشيد.

 عوامل را بررسي کنيد

همين‌که از فکري منفي آگاهي يافتيد اعتبار آن را مورد سوال قرار دهيد. سپس اتفاقات را مورد سوال قرار دهيد. اطلاعات خود را با منابع قابل لمس برررسي کنيد. در اين صورت گاهي اتفاق مي‌افتد که شما متوجه مي‌شويد مشکلي که آن قدر فکر شما را به خود مشغول کرده بود ، اصلا وجود نداشته است. قضاوت خود را کاملا بررسي کنيد.

 آنچه را در ذهن‌تان ثبت شده مرور کنيد

همه ما زماني را به ياد مي‌آوريم که منتظر بدترين اتفاق‌ها بوده‌ايم ولي ناگهان همه چيز به بهترين تغيير کرده است. آگاهي از اين موضوع به شما کمک مي‌کند تا هر فکر منفي‌اي را که در ذهن خود داريد و يا ممکن است در آينده شما را به سوي منفي بودن بکشاند ، مورد سوال قرار دهيد آگاهي داشتن از اينکه زماني قضاوت شما در مورد مساله‌اي غلط بوده باعث مي‌شود که شما در قضاوت الان خود نيز تجديد ‌نظر کنيد.

افکار ايده‌آل خود را بازنگري کنيد و در مورد انتظاراتي که از خود و ديگران و حتي از دنيا داريد واقع‌بين باشيد.

واقع‌بين باشيد

خيلي طبيعي است که بخواهيم بهترين باشيم، ولي هدف براي بهترين شدن مي‌تواند احساسات منفي را به سادگي در ما به‌وجود آورد. زيرا-  در کار، بازي، دوستي يا عشق- هميشه بهترين بودن ممکن نيست. بنابراين افکار ايده‌آل خود را بازنگري کنيد و در مورد انتظاراتي که از خود و ديگران و حتي از دنيا داريد واقع‌بين باشيد. از اهداف والاي خود صرف‌نظر نکنيد ، اما اگر همه چيز آن‌طور که انتظار داشتيد پيش نرفت ، احساس منفي نداشته باشيد.

 بيشترين سعي خود را بکنيد

هرگز احساس بازنده بودن نکنيد ، حتي اگر نتوانستيد امتيازي کسب کنيد. خود را براي رسيدن به هدف يا امتياز آماده کنيد و از کاري که انجام مي‌دهيد لذت ببريد.

مشکلات را بيش از آنچه هستند بزرگ نکنيد و به ياد داشته باشيد که اگر يک قسمت از زندگي شما خراب شده بدين معنا نيست که همه زندگي‌تان از بين خواهد رفت.

 

هر چيز را در بعد واقعي آن در نظر بگيريد

 

حتي زماني که در موقعيت واقعا بدي قرار مي‌گيريد بايد از هجوم افکار منفي جلوگيري کنيد.

براي رسيدن به اين هدف بايد به جاي متمرکز کردن فکر خود روي مشکلات، روي نکات خوب و مثبت تمرکزکنيد. بدين ترتيب هميشه در برابر ذهن خود عوامل مثبت خواهيد داشت. مشکلات را بيش از آنچه هستند بزرگ نکنيد و به ياد داشته باشيد که اگر يک قسمت از زندگي شما خراب شده بدين معنا نيست که همه زندگي‌تان از بين خواهد رفت.

 نکته:

مشکلات زمان حال را به آينده تعميم ندهيد. همه چيز مي‌گذرد. ببينيد در گذشته چه فکر مخربي داشته‌ايد ، حال يک قدم به عقب برويد و سعي کنيد پاسخي  متعادل‌تر پيدا کنيد.

 بعضي از کارهايي که انجام دادن آنها مفيد است:

1- اشتباهات خود را در نظر بگيريد: قابل قبول است که گاهي خسته باشيد و از فرم خود خارج شده و مرتکب اشتباهي بشويد ، پس آن را بپذيريد.

 2- هميشه به کل ماجرا بينديشيد نه جزييات کوچکي که گاهي منفي هستند.

 3- از اينکه فکر کنيد همه چيز يا سياه است و يا سفيد دوري کنيد اگر اتفاق بدي پيش آمد فکر نکنيد پس هميشه همه چيز بد است.

 4- براي کارهاي مثبت خود ارزش قايل شويد و هر کار خوبي که انجام مي دهيد حتما آن را ثبت کنيد.

 5- از قضاوت آني خودداري کنيد. قبل از آن که تصميمي بگيريد و قتي براي فکر کردن بگذاريد.

ارسال برای دیگران

تو دنیای بچه ها

ارسال شده در:17 مهر 1387

تو دنیای بچه ها 

        تو دنیای بچه ها :  همه با هم زود  دوست میشن ،همه با هم دوستنن

تو دنیای بچه ها :تفنگا نا مریی یا الکین

 

 تودنیای بچه ها : آقا پلیسا هیچ وقت رشوه نمی گیرن

 

تودنیای بچه ها : دزدا زود از زندان بیرون میان

 

تودنیای بچه ها : اگه سوتی بدی کسی چپ چپ نگات نمی کنه

 

  تو دنیای بچه ها : اگه جیش داشته باشی زود دستتو میگیرن میبرنت دستشوئی

 

تودنیای بچه ها :  آمپول زدن هیچ وقت درد نداره(بازی)

 

تودنیای بچه ها : با  پولاشون میشه همه چیز خرید

تودنیای بچه ها :مرزی وجود نداره

 

تودنیای بچه ها : چیزی به اسم دختر بازی وجود نداره اون خاله بازیه

 

تودنیای بچه ها :اگه چیزی بهشون ندی  : ببین خیلی لوسی  اصلادیگه باهات دوست نمیشم(مثلا قهر هستن) تو دنیای اونا قهرا چند دقیقه  ای و زود آشتیه

 

تو دنیای بچه ها : چیزی به اسم دروغ وجود نداره اگه باشه زود خودشونو لو میدن

تو دنیای بچه ها :  ماشینا  تصادف میکنن اما سر نشینا همیشه زنده می مونن

 

تو دنیای بچه ها :بدون مهریه و جهزیه میشه ازدواج کرد

 

تو دنیای بچه ها : هیچ کس معتاد نمیشه

 

تو دنیای بچه ها :تو بازی با لا بلندی  یه جا ده هست به اسم جاده خدا     

 

تو دنیای بچه ها :اگه اذیتش کنی بهت میگه : پو یو نکن به مامانت میگما

تو دنیای بچه ها : گو به (گربه ) بچه های شیطونو می خوره

 

 تو دنیای بچه ها :آدما رو هیچ وقت به خاک نمیسپرن

 

تو دنیای بچه ها : آدم وجود نداره چون همشون فرشتن اینو خودشون نمیدونن 

 

همه این چیزای که گفتم هیچ کدوم تو دنیای واقعی آدم بزرگا وجود نداره

                                                   

میگن قلب آدما به اندازه مشت دستشون  قلب بچه ها به ظا هر کوچیکه اما وسعتش بیش از یه اقیانوس

 

کودکان راستگوترین و پاکترین انسانها هستند ،آنها فرشته های هستند که از طرف خداوند متعال به خانواده هاهدیه می شوند ،آنها نور چشم خانواده هستند وگرمی و زیبای به  زندگی می بخشند

 باید از گلهای زندگی خوب مراقبت کنیم 

ارسال برای دیگران

چه آسان يکديگر را راهي قبرستان مي‌کنيم!

ارسال شده در:17 مهر 1387

چه آسان يکديگر را راهي قبرستان مي‌کنيم!

 

شوخي نيست که يک ملت هر ساله حدود سيصد هزار نفر از افراد خود را کشته يا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهماني، خريد و يا مسافرت مي‌رود. تنها در دوران پس از انقلاب، لااقل 700 هزار قبر براي کشته‌هاي رانندگي حفر شده و دست کم 15 ميليون نفر مجروح شده‌اند که تعدادي از آنان بايد باقي عمر را بر روي تخت و يا ويلچر بگذرانند...

همه قشرها از وزير، وکيل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازيگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهي به سوگ يکي از همکاران خود مي‌نشينند. مثل بسياري از ما، شايد اين از دست رفتگان مانند مرحوم کريمي راد وزير دادگستري، مرحوم آيدين نيکخواه بهرامي و مرحومه خانم گلدره گمان نمي‌کردند جان خود را در يک تصادف ناگهاني از دست بدهند. حجت الاسلام ابوترابي سيد آزادگان که از سخت‌ترين شکنجه‌هاي بعثي جان سالم به در برد، نتوانست از رانندگي ما جان سالم به در ببرد.

 

به راستي ما را چه شده است که يکي از بي فرهنگ ترين مردم دنيا در رانندگي از آب درآمده ايم به طوري که در کنار معرفي جاذبه‌هاي گردشگري در ايران، «هشدار جدي نسبت به رانندگي خطرناک ايرانيان» يکي از بخش‌هاي جدايي ناپذير کتابچه‌هاي راهنماي جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگي مي‌کنيم که فيلم رانندگي و نيز نحوه عبور عابران در ايران، تبديل به يکي از انواع کليپهاي پربيننده و خنده‌دار در اينترنت با صدها هزار بيننده شده و آبروي «شيعه» و «ايراني» را يکجا به حراج گذاشته‌ايم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدني نيستيم و الاّ ايستادن خودروها در پشت خط عابر پياده و نيز بستن کمربند ايمني، امروز در ميان ما فراگير نشده بود...

به نظر مي‌رسد يک عامل اساسي که چنين ما را گرفتار کرده، اين است که در ايران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگي»، غلط معنا شده است...

رانندگي در دنيا يک امر «جمعي» است ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي مي‌شود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم...هر فضاي خالي که پيدا شد بايد زودتر از ديگران آن را پر کنم.

چنين است که رانندگي ايراني يعني «چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي که خالي مي‌شود»؛ يعني «رفتن از هر مسير ممکن نه از مسير تعيين شده»؛ حاصل اين نوع رانندگي چنين تصويري است:

 

گر چه اتومبيل سال‌هاست وارد ايران شده، اما تعريف رانندگي، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است.

«رانندگي صحيح» نوعي مشارکت در يک امر جمعي است. اين «جريان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد مي‌رساند نه به اصطلاح «زرنگي» او. «رانندگي صحيح» که نوعي مشارکت در يک امر جمعي است به معناي «هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر» است. بنابراين، اينکه خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا مي‌شود يا نه، تأثيري در نحوه رانندگي صحيح ندارد... وقتي در جامعه‌اي اين نگرش به رانندگي حاکم باشد، يعني هر کس قبل از آنکه به رسيدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعي خودروها باشد، اين نظم در عمل چنين خود را نشان مي‌دهد:

 

با اين روش:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر مي‌شود.
2. احتمال تصادم اتومبيلها به شدت کاهش مي‌يابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسير خالي در دو طرف، خودروهاي پليس و آمبولانس به سرعت به محل رسيده راه را باز مي‌کنند.
4. در صورت پنچر شدن يا خرابي يک ماشين، به دليل وجود فضاي کافي راه بندان پديد نمي‌آيد.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگي مي‌کنند. ديگر لازم نيست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر يا آينه اتومبيل کناري به اتومبيلشان برخورد کند يا از عقب کسي به آنها بزند...

همچنين کسي که مي‌خواهد در بزرگراه به راست بپيچد از صدها متر جلوتر در مسير تعيين شده قرار مي‌گيرد و خالي بودن باند کناري، او را به قانون شکني نمي‌کشاند. (البته اعمال شديد قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اينجا نيست):

 

ترافيک در همه شهرهاي بزرگ دنيا وجود دارد. وقتي بناست چند صد هزار يا چند ميليون نفر در ساعت معيني به سر کار بروند خود به خود ازدحام پديد مي‌آيد. اما تفاوت ترافيک شهرهاي بزرگ دنيا با ترافيک تهران اين است که در کلانشهرها ترافيک باعث «تأخير» است اما در شهري مثل تهران چون رانندگي يک امر فردي است نه جمعي، ترافيک فقط موجب تأخير نيست، موجب «کلافگي» و «خرد شدن اعصاب» هم هست...

اما پرسش مهم اين است که براي اصلاح وضع موجود عملا از کجا بايد آغاز کرد؟

براي روشن شدن مطلب بايد توجه کرد که رانندگي ايراني، اصطلاحات خاصي هم به دنبال آورده است که در کتابهاي آموزش رانندگي هيچ کشوري اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتي مانند «راه گرفتن » و يا «رد کردن». «راه گرفتن» يعني جلوي ديگري را بگير تا خودت بتواني بروي. به دليل نبود پاره‌اي مقررات در ايران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوريم تا مي‌توانيم وسيله نقليه خود را جلوتر و جلوتر ببريم تا خودرو مقابل چاره‌اي جز راه دادن به ما نداشته باشد.

همچنين «رد کردن» را وقتي به کار مي‌بريم که خودرو خود را از فاصله بسيار نزديک از کنار اتومبيلهاي ديگر يا پاي يک عابر عبور مي‌دهيم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگي ماست، معناي «نزديک شدن شديد به خودروها يا عابران» نهفته است.

حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نمي‌توان در ايران رانندگي کرد؟ نکته اصلي اينجاست: اساسا «رعايت فاصله» که عنصري بسيار اساسي در رانندگي است در کشور ما هيچ جايگاه و تعريف مشخصي ندارد. اگر راننده سپرش را از يک ميليمتري زانوي عابر رد کند، تخلفي مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبيلها پنج سانتيمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعايت شده؛ وقتي يک موتورسيکلت با فاصله 30 سانتيمتر در پشت سر يک خودرو حرکت مي‌کند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نمي‌شود. بايد حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقي افتاده باشد.

البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ايمن» را رعايت کنند، ولي اين از همان کلي گوييهايي است که مصاديقش نه تعريف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعايت نکردن آن به چشم کسي مي‌آيد، زيرا همه عادت کرده ايم چفت در چفت يکديگر حرکت کنيم...

براي اينکه ببينيم جزئيات رعايت فاصله چگونه در ديگر کشورها يک به يک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون مي‌شود مناسب است نمونه‌هايي در اينجا آورده شود.

وقتي سرويس مدرسه براي پياده و سوار کردن دانش آموزان توقف مي‌کند خودروهاي پشت سر موظف به رعايت فاصله 20 متري هستند (عکس زير از آيين نامه رانندگي يک کشور خارجي است). تخطي از اين قانون حتي براي اولين بار، علاوه بر 400 دلار جريمه، تعليق گواهينامه براي شش ماه را در پي دارد.

 

هنگام گردش به راست حق با عابر است و راننده بايد حدود دو متر از خط عابر فاصله بگيرد. به خاطر اعمال قاطعانه اين قانون است که اين عابر (عکس زير) چنين آسوده عرض خيابان را طي مي‌کند. او به روبه‌رو نگاه مي‌کند نه به خودرو، زيرا مي‌داند سپر اتومبيل از دو متري به او نزديکتر نخواهد شد:
 

حال تا اندازه‌اي معلوم مي‌شود که چرا در کشور ما اين مقدار تصادف رخ مي‌دهد و چرا بيشترين کشته‌ها در ميان عابران پياده در ايران يا «سالمند» هستند و يا «کودک»؛ تا کسي حرکات شبه آکروباتيک بلد نباشد نمي‌تواند خود را از اتومبيلها و موتورسيکلتهايي که چفت در چفت يکديگر و با فاصله سانتيمتري و گاهي ميليمتري از کنار عابران مي‌گذرند نجات دهد.

بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگي در ايران، آموزش فاصله گرفتن از يکديگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بين خطوط حاصل مي‌شود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از يکديگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهاي امداد...

نکات در مورد کاستي‌هاي رانندگي در ايران بسيار است. از جمله:

▪ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات مي‌دهد يک کارخانه خودروسازي اجازه مي‌يابد که پرفروشترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان مي‌دهد که رانندگي و کشته هايش هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.

▪ نبايد برخي عجولانه نحوه عجيب رانندگي در ايران را با اموري از قبيل چند برابر ظرفيت بودن تعداد خودروها يا تنگ بودن برخي معابر توجيه کنند. البته به دنبال حل اين مشکلات هم بايد بود اما اينها تنها مي‌توانند دليل «ترافيک» باشند، نه دليلي براي رانندگي بي‌قانون رانندگان يا عبور بي‌قانون‌تر عابران. از اين روست که نحوه رانندگي، در شهرهاي کوچک هم يک معضل است.
▪ از تابلوهاي ورود ممنوع و يکطرفه که بگذريم تابلوها نقشي در رانندگي شهري ندارند.

تابلوي «ايست» در ايران کاملا بي معناست و اين نقش به سرعت گيرها واگذار شده است در حالي که با توجه به شرايط محيطي هر کوچه و نيز خيابان، تابلوهاي حداکثر سرعت بايد لااقل در ابتداي آنها نصب شود... ما با تکيه بر ذکر حداکثر سرعت شهري در آيين نامه، همه کوچه‌ها و خيابانها را به امان خدا رها کرده ايم و هر کس زورش رسيده يک سرعت گير سيخي يا ميخي و غير آن با ارتفاع دلبخواهي در کوچه خودش قرار داده است...

▪ از چند انيميشن که بگذريم رسانه ملي آموزش مصداقي رانندگي را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامه‌هايي مانند «سفر به خير» که غالبا به کلي گويي مي‌گذرند طريق صحيح و نيز خطاهاي رايج رانندگي را قدم به قدم به مردم يادآور مي‌شدند. گاهي چند آموزش تصويري (مانند مورد زير) مي‌تواند از دهها توصيه گفتاري در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:
 

با وضعي که در آن به سر مي‌بريم، آموزش رانندگي آنقدر اهميت دارد که اگر رسانه ملي هر روز برنامه‌هاي شش شبکه تلويزيون را همزمان قطع کرده و چند ثانيه‌اي به اين آموزشها اختصاص دهد کاري عادي انجام داده است.

▪ تصور بسياري از ما از تصادف شديد، دو ماشين له شده است و بس. شايد اگر با هشدار قبلي تصوير بانوي بارداري که با صورت خون آلود در ميان آهن پاره‌ها گرفتار شده و فرياد مي‌زند و يا تصوير کودکي که با کيف مدرسه به گوشه‌اي ازخيابان پرتاب شده نمايش داده شود، کمي از بلاي «تعجيل براي هيچ» که در رانندگي و غير رانندگي مانند بختک به جان ما ايرانيان افتاده، رهايي يابيم...

عصر انفجار اطلاعات و کثرت دشمنان سياسي و غيرسياسي اين ملت، ضرورت توجه جدي به اصلاح نحوه رانندگي در ايران را دو چندان کرده است. لينک مربوط به يکي از دهها فيلم کوتاهي که در مورد نحوه رانندگي در تهران در اينترنت پخش شده و تنها در يکي از سايتها تاکنون بيش از 120 هزار بيننده داشته در انتهاي مقاله (متن کامل) قرار داده شده است. نمي‌دانم، شايد برخي خوانندگان نيز با تماشاي آن به ياد هشدار امام صادق(ع) بيفتند: مايه زينت ما باشيد، نه مايه ننگ و سرشکستگى ما (کونوا لنا زينا و لاتکونوا علينا شينا).
 


سخن روز :

امام صادق(ع) : مايه زينت ما باشيد، نه مايه ننگ و سرشکستگى ما
 

کلیپ روز : تفاوت ایتالیا و اروپا

لینک : http://www.iraverte x.com/clip. asp?id=10

ارسال برای دیگران

دانستنیهای جنسی

ارسال شده در:6 مهر 1387

دانستنیهای جنسی

 

· موشها تا 20 بار در روز با هم آميزش مي کنند ؟ "فلفل نبین چه ریزه"
 

  · سکس بهترين و ايمن ترين آرام بخش است و اثر آن 20 برابر واليوم است. "منم آرامش بخش میخوام"
 

  · در ازاي هر يک صفحه با محتواي عادي تقريبا 5 صفحه پورنوگرافي روي اينترنت هست. "به به"

 
 
· ريش مرداني که بصورت مکرر سکس دارند سريعتر رشد مي کند. "پس کوسه ها چی ؟ "

 
 
· خفاشهاي مذکر بيشترين درصد همجنس گرايي را در ميان پستانداران دارا مي باشند. "زرشک"

 
 
· فورميکوفيلي يک جور فتيش است که مبتلايان به آن دوست دارند مورچه و ساير حشرات روي آلت تناسلي آنها راه برود. "چقدر چندش"

 
 
· در جزيره گوام مرداني هستند که شغلشان سفر به مناطق مختلف جزيره و ازاله بکارت از زناني است که به خاطر دريافت اولين لذت جنسي زندگيشان به اين مردان پول مي پردازند. "بیبنید همه جا پول حرف اول رو میزنه"

 
 
· طبق قانوني در هنگ کنگ زناني که شوهرشان به آنها خيانت مي کنند حق دارند مرد را بکشند ولي اين کار بايد با دست خالي انجام شود. "چقدی خشن"

 
 
· درقوانين قديم يونان گاهي مرداني را که به زنانشان خيانت مي کردند به مکاني عمومي مي بردند، موهاي زهارشان را مي زدند و در مقعدشان يک تربچه بزرگ فرو مي کردند. "بیچاره اونا که تربچه بزرگ بهشون می افتاد"

 
 
· در هندوستان خرج يک فاحشه از خرج يک کاندوم کمتر است. "چقدر جالب"

 
 
· زناني که داستانهاي عشقي مي خوانند دو برابر ديگر زنها سکس دارند. "اینجا هم از اینجور آدمها داریم؟"

 
 
· به طور متوسط آدمها دو هفته از عمرشان را صرف بوسيدن مي کنند. "البته همه که نه"

 
 
· يک نوع کاندوم هست که نامش را از رامسس، فرعون مصر، گرفته اند. جناب رامسس 160 فرزند داشت. "البته اون موقع نمی دونستند کاندوم چقدر خوبه"

 
 
· به طور متوسط مردان هر 7 ثانيه يک بار به سکس فکر مي کنند. "شایدم کمتر البته اگر این قسط های لعنتی بذاره"

 
 
· زني که صاحب رکورد بيشترين تعداد فرزند است 69 فرزند زاييده است. "به دستگاه جوجه کشی گفته زکی"

 
 
· رکورد ثبت شده جوانترين والدين دنيا متعلق به يک زوج چيني در حدود سال 1910 ميلادي است که 9 ساله و 10 ساله بودند. "کاشکی میشد عکسشون رو دید"

 
 
· 25% زنان فکر مي کنند که مردان پولدار سکسي تر هستند. "خداکنه از اون 75% قسمت من بشه"


 
· بعضي از شيرها تا 50 بار در روز آميزش مي کنند. "ماشالا چه کمری دارن"

 
 
· تنها موجوداتي که به صرف لذت بردن سکس دارند عبارتند از: انسانها، ميمونهاي بونوبو و دولفينها. "چقدر تفاهم"

 
 
· در اندونزي مي شود کساني را که در حين استمنا دستگير شوند گردن زد. "پس چرا جمعیتشون کم نمیشه ؟"

 
 
· هر روز در دنيا در حدود 120 ميليون آميزش رخ مي دهد. "چه شود"

 
 
· اوج لذت جنسي خوکها تا 30 دقيقه به درازا مي کشد. "هیچوقت از خوک خوشم نیومده"

 
 
· طبق تحقيقات، در غرب معمولترين فتيشها (اشيا يا اعضاي غير معمول که باعث تحريک جنسي مي شوند) عبارتند از پا و کفش. "حالا چرا کفش ؟"

 
 
· يک دقيقه بوسيدن 26 کالري مي سوزاند. "کسی کالری نمیخواد ؟"

 
 
· تنها 17 درصد زنان در طي نزديکي به اوج لذت جنسي مي رسند. "بیچاره اون83%"

 
 
· طبق تحقيقي که از صاحبان مغازه هاي لوازم سکس انجام شد، محبوبترين مزه شورتهاي خوردني مزه گيلاس است.. "توت فرنگی هم خوبه ها"

 


سخن روز :

امام صادق علیه السلام : از حسـد ورزى به یکـدیگـر بپـرهیزیـد، زیـرا ریشه کفـر، حسـد است.

ارسال برای دیگران

تغيير عادت منفي به مثبت

ارسال شده در:30 شهريور 1387

 
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم. فكر مي كنيد چرا حضرت محمد مي فرمايند : "فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد"
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
مثال:
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي فقير هستم؛‌بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم :‌ خوب هستم
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم :‌ من سالم و با نشاط هستم
به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم
شما هم مي‌توانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي ديگران بفرستيد...
وقتي بعد از مدتي همديگر را مي‌بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر مي‌آيي؟"، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟"، "چرا توهمي؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ...
بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء ميكند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه مي‌شود كه درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كنيم
ارسال برای دیگران

خلاصه ای استثنایی از مردی استثنایی

ارسال شده در:28 شهريور 1387

 

خلاصه ای استثنایی از مردی استثنایی

آنتونی رابینز بی شک از تاثیرگذارترین افراد جهان در امر توانگری و موفقیت است. او کسیست که در ۲۵ سالگی وقتی کلی کلاس و همایش و سمینار موفقیت رفته بود و کلی کتاب خونده بود و ...دید در خانه فکسنی خود با یخچالی خالی از غذا نشسته و دستش به هیچ چیز در زندگیش بند نیست. او ناگهان دست به تغییر زد و الان یکی از بزرگترین افراد موفق جهان است. خاطرم هست که وقتی هزینه سخنرانی خیلی از غولهای موفقیت در ایالات متحده ۵۰-۶۰ دلار بود ، هزینه سمینار رابینز نفری ۱۰۰۰ دلار بود از ۵۴ کشور جهان!!!
اوائل دهه ۷۰ در موسسه نصرت بزرگانی تربیت شدند مثل جناب حورایی و رضایی و حلت که آموزشهایی را از کتاب بسوی کامیابی رابینز فرا میگرفتند و الحق که در طول ۱۵ سال بعدی هر کدام از این افراد از بهترین آموزنده های توانگری و موفقیت در ایران شدند.
تب رابینیزم در دهه هفتاد بسیاری از افراد تحصیل کرده را گرفت. خیلی ها هم الحق رشدهای اساسی کردند اما تلفات این قضیه نیز کم نبوده است. بسیاری بودند که دو تا کتاب رابینز خوندند و رفتند NLP آموختند و کتابهای خانم کاترین پاندر را خوندند و تصویر ذهنی خوب درست کردند و فکر کردند همه چیز همینه و درکی از پشتکار شدید و پوست کلفتی در ایران و...نداشتند و صد البته رفتند رو هوا...شبیه همین قضیه را شاید یادتون باید مملکت با اینهایی داشت که تو گولد کوئست و امثالهم بودند. چه بچه های گلی تو این وادی رفتند رو هوا!!! خدم بارها بیمارانی داته ام که سر سیستمهای شبکه ای و هرمی از نظر روانی فرو ریختند. اینقدر این سیستم معیوبه که شاید بتونم ۵ تا مقاله خوب در نقدش بنویسم اما همین قدر بگم که بارها سرانی از این شبکه های هرمی میامدند پیشم که مهارتهای نفوذ را بهشون با پولهای خوب تدریس کنم و البته من اهل این پولها نبودم. جالبی قضیه این بود که با معرفی کتابهای خوبی از رابینز و مارک فیشر و پاندر و جلسات مطالعاتی - که چقدر هم منظم بودند- گند زندند به فرهنگ پولدار شدن با سوادانه!!!!
الغرض خانم تقوی نژاد خلاصه ای از جلد دو بسوی کامیابی را برام فرستادند که براتون میگذارم
توانگری یک انتخاب است...لفتش ندید

▪ فصل دوم
تفاوتی که ایجاد تفاوت می کند
" در زندگی ، نکته بامزه ای هست، اگر چیزهای متوسط را نپذیرید، اغلب اوقات بهترین ها نصیبتان خواهدشد"

سامرست موام
درزندگی هر زن ومرد، زمانی فرا می رسد که به تلاش فوق العاده ای نیاز است. زمانی که هر دری را زده و نتیجه نگرفته ایم. زمانی که زندگی ظالمانه بنظر می رسد. زمانی که هر چه ایمان، ارزش، محبت، گذشت و پشتکار داشته ایم صرف کرده ایم و حتی از حد خود فراتر رفته ایم. بعضی از مردم چنین شرایطی را فرصتی می دانند تا توانایی های خود را بهتر ظاهرسازندو خود را محک بزنند. بعضی ها هم اجازه می دهند که این تجربیات تلخ آنها را نابود سازد.
مشکلات افراد موفق کمتر از افراد شکست خورده نیست. تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند: آنها که در گورستان خوابیده اند. تفاوت موفقیت و شکست، دراتفاقاتی که می افتد نیست، بلکه تفسیر ما از این اتفاقات و عکس العمل ما در برابر حوادث است که این تفاوت را ایجاد می کند.
به گفته هنری دیوید تورو " هرگز چیزی عوض نمی شود. این مائیم که تغییر می کنیم"
کسانی که در زندگی به نتایج فوق العاده می رسند کارهای خاصی را انجام می دهند تا به نتیجه دلخواه دست یابند. می توان با نگاه دقیق به زندگی این افراد دریافت که چه قدم هایی برداشته اند و چه باورهایی داشته اند که به آن نتیجه منتهی شده است، آنگاه با برداشتن همان قدم ها و ایجاد همان باورها همان نتایج را بدست آوریم. به عبارت دیگر سرمشق هایی از کسانی که به بهروزی فردی رسیده اند در نظر بگیریم و با پیروی از آن ها به همان موفقیت نائل شویم.
دراین زمینه علمی به نام " برنامه ریزی عصبی – کلامی " ( NLP ) با موضوع تأثیری که کلام به صورت شفاهی و غیرشفاهی در سیستم عصبی می گذارد. توانایی انجام هر کاری در زندگی، بستگی به توانایی ما در کنترل سیستم عصبی دارد. کسانی که می توانند به نتایج درخشان دست یابند، این کار را از طریق برقراری ارتباطات خاصی با