مـتـفـرقـه
مـتـفـرقـه
آهـن
« و آهن را نازل کرديم. در آن نيروئی فـوق العاده زياد و بـهـره وريـهـائی بـرای مـردم وجـود دارد».
نکات آيه: 1ـــ آهن نازل شده. 2ــ نيروی موجود در آهن فوق العاده زياد است. 3 ــ انسان از آهن بهره وری دارد.
1ــ آهن نازل شده:
آهن چگونه و از کجا نازل شده؟
آهـن و عناصر اصلی دیگر هر کدام در دمای مشخصی درست می شوند. آهن از جمله عناصری است که در ستاره های خيلی بزرگ تر از خورشيد درست می شود، برخی از عناصر نيز در گرمای پس از انفجار اوليه درست شده اند.
1ــ وقـتی کشش نيروی ستاره ماده ستاره را به مرکز می کشد و فشرده می کند، فاصله ميان ذرات تنگ و تنگتر می شود، و الکترونها بحالت تحليل در می آيند و بهم نزديک نمی شوند، و اين باعث می شود که دما بسرعت بالا برود. هنگاميکه دمای گرما به بالای 170 ميليون درجه می رسد يکسری امتزاجهای جديد آغاز میشود. هسته های هـليومی ذوب می شوند و عناصر سنگين تری را درست می کنند کـه در وحله اول کربن و اکسيژن است. (و در گرما و مرحله پيش تر از آن هيدروژن به هليوم تبديل می شود. و همينطور با بالا رفتن دمای گرما به درجه معينی، بترتيب عناصر سنگينتر و پيچيده تری درست می شوند).
2ـــ وقتی نـيـروی جاذبه دمای عنصر کـربن را به 700 مـيـلـيـون درجه ميرساند امتزاج جديدی آغاز می شـود کـه کـربن به نئـون و منيزيم تبديل می شـود. در قشرهای بيرونی تر آن که دمای حرارت کمتر است تبديل هـلـيوم به کـربن و هيدروژن به هـلـيوم ادامه پيدا می کند.
3ـــ وقـتـی دمـای حـرارت در مـرکز هـسـتـه به يک و نـيم مـيليارد درجه می رسد اتمهای نئون آغاز به ذوب شدن می کنند و اکسيژن و منزيم بيشتری را ايجاد می کنند.
4ـــ وقـتی دمای حرارت بالای دوميليارد می رسد اتمهای اکسيژن بهم فشرده تر ذوب می شـونـد و به سيليکـون و گـوگـرد تبديل می شوند. اين عـناصر بوسـيـلـه قـشرهای عـناصر متحد الـمرکز اکسيژن، نئون، کـربن، هـلـيـوم و هيدروژن احاطه شده اند.
5ــ فـشـار نـاشـی از اضـمـحـلال هـسته ای دمای حرارت را بالای 3 ميليارد درجه بالا می برد و در مرکزِ فـشـرده شـده، سيـلـيکون و گوگرد را به کره ای از آهـن تـبديل می کند که تـقـريباً 1.44 جـرم خـورشـيـد می شود. به دلـيل ساختمان هسته ای آهن که اجازه نمی دهـد اتـمـهـا ذوب و مـضـمـحل شوند و عنصر سنگين تری درست شوند، اين آخرين واکنش است که می تواند در مرکز ستاره رخ بدهد.
6ـــ وقتی امـتـزاج در داخـلی تـريـن بخـشـهای ستاره تمام می شود آخرين مرحله جاذبه (جذب) آغـاز می شود. هـسـتـه آهـن در مرکز سـتاره خــود را با سرعتی معادل 70000 کـيـلـومـتـر در ثانيه جمع می کند. درجه حرارت تا صد ميليارد درجه بالا می رود. هـسته های آهن چنان بهم فشرده می شوند که در هم مضمحل می شوند. اين گـرمـای تـصــور نکـردنی انـدازه هـای بـسيار زيادی از نوترون تـوليد می کند که فعلاً در وسط ستاره محصور هستند. ماده در اين حرارت به آخريـن حـد تـراکـم خـود رسـيده و بيش از اين نمی تواند فشرده بشود. نيروی دفع ميان هسته ها بيشتر از نيروی جاذبه می شود.
7ـــ پس زنی از جانب مرکز سـتاره، ماده را از مرکز ستـاره در موج انفجار پرتاب می کند. در پرت سازی آنرا از ميان قشر سيليکون سرازير می کند که آنرا گرم کرده و بخشی از هـسته هـای آنرا مضمحل می کند و ايزوتوپهای راديواکتيوی نيکل و عناصر سنگـيـن تر ديـگـری را درسـت می کند. موج انـفـجـار در حينی که به بيرون سفر می کند به درست کردن عناصر جديد ديگری ادامه می دهد. ستاره منفجر می شود و در فضا پخش می شود.
به اين ترتيب آهـن در ستاره هـا و در حرارت بالای 3 مـيـلـيارد درجه تـوليد می شود و با انفجار ستاره در هستی پراکنده می شود. و به اين ترتيب نيز آهـن از آسـمان به زمـيـن نازل شده است.
آهـن بيش از يک سـوم از مـواد زمين را تشکيل می دهد. بيش از 99 درصد آن در درون زمين است. بميزانيکه از مرکز زمين رو بـطـرف سـطح می آيـيم درصـد آن کـم و کـمـتـر می شـود. آهـن مـوجـود در قشر خارجی زمين حدوداً 5 يا 6 دهم درصد کل آهن زمين است.
2ــ نيروی موجود در آهن فوق العاده زياد است:
چنانکه آيه مطرح کرده "نـيـروی مـوجـود در آهـن فوق العاده زياد" است. برای درست کردن يک ذره آهن نـيـروئـی بيش از چهار برابر نيروی موجود در منظومه شمسی" مورد نياز است.
3ــ انسان از آهن بهره وری دارد:
هموگلـوبين در خـون انـسـان و خـيـلی از حيوانات دارای آهن است. همينطور ماده سبز در اکثر گياهان دارای آهن است. و بدون آهـن حيات نيز نمي توانست بوجود بيايد.
سرعت حرکت اوامر خداوند
« خدا مسائل زمین را از فضا اداره می کند و بعدها (اوامر وی) در شبانه روز معادل 1000 سالی که شما می شمارید بطور زیگزاگی بطرف وی بر می گردد».
آیه می گوید که اوامر خداوند در روز به اندازه هزار سالی که ما می شماریم به طرف خدا حرکت میکند. منظور آیه از سالی که ما (مسلمانان) می شماریم سال قمری است که مربوط به گردش ماه بدور زمین است. ماه در هر سال 12 بار دور زمین می گردد و در هر 1000 سال 12000 بار. مسافتی که ماه در 12000 بار گردش خود بدور زمین طی می کند 83134723/25 بیلیون کیلومتر است. یعنی اوامر خداوند در یک شبانه روز مسافت مزبور را طی میکنند. هر شبانه روز 09966/86164 ثانیه است. اگر مسافتی که اوامر خداوند در روز طی میکنند را بر ثانیه ها تقسیم کنیم سرعت حرکت اوامر خداوند در ثانیه بدست می آید. بترتیب زیر:
83134723/25 (بيليون کیلومتر) تقسيم بر 09966/86164 (ثانيه) = 458/299792 کیلومتر در ثانيه
سرعتی که برای حرکت اوامر خداوند در ثانیه بدست می آید 458/299792 کیلومتر در ثانیه است، و این سرعت همان سرعت حرکت نور در ثانیه است.
در رابطه با زیگزاگی حرکت کردن نیز چنانکه می دانیم چیزی در فضا مستقیم حرکت نمی کند بلکه هر چیزی تحت تآثیر نیروی جاذبه کائنات خم می شود. و خم شدن مکرر به این طرف و آن طرف ناشی از نیروی جاذبه کائنات نیز مسیری زیگزاگی برای پدیده ایجاد می کند.
سـنـگ
« در بين سنگها سنگهائی هستند که جويبارها از آن جاری میشود، و سنگهائی هستند که می ترکند و آب از آنها بيرون می آيد».
نکات آيه: سنگهائی وجود دارند که جويبارها (چشمه ها) از آنها فوران می کند و سنگهائی هستند که می ترکند و آب از آنها بيرون می آيد:
سنگهائی که در دل زمين قرار دارند آب را نگه می دارند و باعـث می شـوند که به اعـماق زمين فـرو نرود. اين سنگها بر اثر تغـييرات روی سطح تحت فشار واقع می شوند و خرد خرد می شوند. بدنبال آن چشمه از آنها جاری می شود و آبـشار ايـجـاد می شود.
سنگهای ديگری نیز روی زمين هستند که آب در آنها نفـوذ می کند، وقـتی سـرد و منجمد می شـونـد، از آنـجـا که آب هنگام يخ زدن حجيم تر می شود، سنگ می ترکد و مسير آب در آن ايجاد می شود.
ثـروتـهـای زمـيـن تـقـسـيم شـده است
«آيا آنها هستند که نعمتهای خدا را تقسيم می کنند. ما ثروتهای آنها را در زندگی دنيا تقسيم کرديم و آنها را درجاتی بر همديگر برتری داديم تا با هم مبادله دو يا چند جانبه کنند. و بهشت خدا از آنچه جمع می کنند بهتر است».
نکته آيه: ثروتهای زمين " تقسيم شده" است:
چنانکه آيه مطرح کرده ثروتهای زمين تقسيم شده است. و هر يک از آنها نيز در زمينه ای بر ديگری برتری دارد که باعث می شود مردم سرزمينهای مختلف بهم وابسته و با هم مبادله دو يا چند جانبه کنند.
زمـان
در قرن بيستم نسبی بودن زمان مطرح شد. به اين معـنی که زمان در همه جا و برای همه چيز يکسان نيست. بلکه بستگی به سرعت پديده دارد، هر چه سرعت پديده بيشتر باشد زمان کمتری بر آن می گذرد. در سرعتی معادل سرعت نور زمان به صفر می رسد. يعـنی اگر چـيـزی با سرعـت نور حرکـت کند زمان بر آن نمی گذرد.
زمان در قـرآن به عـنـوان يک مـقـوله نسبی مطرح شده. از جـمـلـه:
« يک روز برای خدا مانند هزار سال در محاسبات شما است».
« و روزی که آنها را زنده کند مانند اين می مانند کـه بيش از ساعتی از روز در قبر نبوده اند و همديگر را می شناسند. آنجا کسانيکه ديدار خدا را تکذيب کرده بوده باشند و هدايت را انتخاب نکرده باشند زيان خواهند کرد».
به فضا رفتن انسان
«هرگاه توانستيد از محدوده زمين و سيارات بيرون برويد می توانيد برويد. البته فقط با نيروی برتر میتوانيد اين کار را بکنيد»!
نکات آيه:
1ـــ انسان می تواند زمين و سيارات را ترک کند:
انسان فعلاً زمين و ماه را ترک کرده و حقانيت درستی مضمون آيه را ثابت کرده است.
2ـــ زمين و سيارات محدوده مشخصی دارند:
نيروی جاذبه زمين و سيارات مرز و محدوده مشخصی دارد.
3ـــ انسان با سلطان (يعنی با نيروی برتر) می تواند زمين و سيارات را ترک کند:
انسان فعلاً با نيروی برتر بر نيروی جاذبه زمين و ماه، آنها را ترک کرده است.
مرحله به مرحله بالاتر رفتن در فضا
«به سرخی پس از غروب سوگند ياد ميکنم ـــ و به شب و آنچه را جمع می کند ــ و به ماه وقتيکه کامل می شود ـــ که شما ارتفاع پس از ارتفاع بالا خواهيد رفت».
نکته آيه: انسان ارتفاع پس از ارتفاع (در فضا) بالا خواهد رفت:
انسان ابتدا با هواپيما چند کيلومتر بالا رفت. بعد در مرحله بعدی در ارتفاع بالاتری مدار زمين را دور زد. بعد در ارتفاع بالاتری به ماه رفت. و در آينده نيز باز هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت.
در رابطه با جمع شدن پرخی پديده در شب نيز می توان بسته شدن گلها را نام برد. برخی گياهان گل خود را در روز باز می کنند و در شب می بندند تا آنرا در مقابل رطوبت و سرما حفـظ کنند.
همه چيز روند ميرائی دارد
« همه چيز در روند و فرايند فرسودگی و پيری است»!
نکـتـه آيه: همه چيز در روند و فرايند پيری، فرسودگی و ميرائی است!
قـانون آنتروپی (دومين اصل ترموديناميک) می گويد: هـمـه چـيـز يـعـنی: هـمـه ماده مـوجـود در جـهـان، رو بـه کـهـولـت، فرسودگی، پيری و ميرائی است. اين آيه اصلی از اصول مسلم علمی امروز است.
چيزی در هستی از بين نمی رود
«ذره ای از يک مثقال نيز از نظر خدا ناپديد نمی شود نه در سيارات و نه در زمين، و هيچ چيز کوچکتر يا بزرگتر از آن نيز نيست مگر اينکه در هستی همچنان باقی می ماند». «هيچ چيز ناپديد شده ای در فضا و زمين نيست مگر اينکه در جهان عينی همچنان وجود دارد».
نکـتـه آيات: چيزی در هستی نابود نمی شود!
اصل اول ترموديناميک اصـل ثبات و بـقای انرژی است. اين اصل می گويد: در هستی چيزی از بين نمی رود بـلـکه ماده و انرژی تغيير شکل می دهند. آيات مزبور از اصول مسلم علمی امروز هستند.
هر چيز زنده ای اندازه داده شده و هدايت می شود
«هر چيزی را آفريد و بلافاصله همه چيز آنرا تقدير نمود)». « و آن خدائی که تقدير کرد و بلافاصله هدايت نمود».
نکات آيات:
1ـــ موجودات زنده تقدير شده اند (يعنی: همه چيز آنها بدقت مشخص شده و اندازه داده شده):
موجودات زنده از عناصری که سلول ناميده می شود تشکيل می شوند. هـر سـلـولی مولکولهای DNA را در بر دارد. DNA (مخفـف desoxyribonucleicacid) ماده شيميائی است که ژن را تشکـيل می دهـد. ژنها اطلاعـات توارثی با خود دارند. يعنی همه ويژگيهای مربوط به موجود زنده از قـبيل انـدازه، رنگ، طول و شکل و غيره در آن تقـدير شده. (انسان اين تقـدير را بصورت "اطلاعاتِ بصورتِ کد ضبط شده" تصور می کند). وقتی سلولهای نر و ماده بهم ميرسند و در هم ذوب می شوند و يک هويت جديد شکـل می گيرد ژنها کار شکل دادن به موجود خود را آغاز می کنند.
2ـــ آفرينش موجودات زنده هدايت می شود:
ژنها که اطلاعات توارثی را با خود دارند روند آفرينش (روند رشد و شکل گيری) پديده خود را هدايت می کنند.
رفتن ذره در تخته سنگ و در سيارات
« فرزند کوچکم! چنانچه عملی که انجام می دهی به اندازه ذره ناچيزی از خردلی باشد، و در تخته سنگ يا در سيارات و يا در درون زمين رفته باشد خدا آنرا خواهـد آورد»!
نکات آيه:
1ـــ ذره ناچيز در تخته سنگ می رود:
قشر خارجی زمین از لايـه های متعددی تشکیل میشود که در حرکت هستند. در برخی جاهـا کناره يکی از آن لايه ها زير لايه ديگر می رود و به مواد مذاب می رسد. بعد با آتشـفـشان فوران می کند و پس از سرد شدن به تخته سنگ تبديل می شود. به اين شکل ذره ای که روزی روی سطح زمين بوده الآن در دل يک تخته سنگ قـرار دارد.
2ـــ ذره در سيارات می رود:
پيوسته گاز و انرژيها و گـرمـا و ذرات از محدوده اطـراف زمـين خارج شـده و به فـضـا می رود. به ايـن شـکـل ذره ای که روزی روی زمين بوده الآن می تواند در سياره ديگری باشد.
زيگزاگی پيش رفتن در فضا
« چنانچه دری هم از جو رو به فضا برای اينها باز می کرديم و در آن زيگزاگی پيش می رفتند ــ باز هم می گفتند: نه! ما در فضا نيستيم يا نه "ما را سحر زده" کرده اند»!
نکات آيه:
1ــ وقتی انسان رو به فضا می رود در جو دری ايجاد می شود. 2ـــ انسان در فضا زيگزاگی پيش می رود. 3ـــ در فضا انسان احساس غير طبيعی دارد (احساس سحر زده شدگی میکند).
1ــ وقتی انسان رو به فضا می رود در جو دری ايجاد می شود:
وقتی انسان زمين را ترک می کند طبقه ازون جو سوراخ می شود و بمثابه باز شدن دَر می ماند.
2ـــ انـسان در فضا زيگزاگی پيش می رود:
واژه عروج که قرآن برای حرکت و ادامه حرکت در فـضا از آن استفـاده کرده است به معنی «حرکت زيگزاگی» است. و اين به اين معنی است که حرکت و پـيـش روی در فـضـا در يک رونـد و فـرايند زيگـزاگی صورت می گيرد. واقعيت هم همين است. در فضا چيزی راست و مستقيم پيش نمی رود بلکه تحت تأثـيـر نيروی جاذبه کج می شود. حتی مسیر نور و امواج نيز تحت تأثير نيروی جاذبه کج می شوند و زيگزاگی پيش می روند.
3ـــ در فضا انسان احساس غير طبيعی دارد:
احساس و وضعيتی که انسان در فضا دارد نسبت به احساس و وضعيتی که روی زمين دارد با هـم فـرق می کند. از جمله:
ـــ در فضا انسان سمت بالا و پائين را احساس نمی کند، چون سمت پائـيـن ناشی از کشش نيروی جاذبه زمين است که در فضا وجود ندارد. و وقتی سمت پائين احساس نشود طبعا سمت بالائی نيز احساس نخواهد شد.
ـــ در فضا انسان نمی تواند روی پاها راه برود چون وزن ندارد. برای جابـجـائـی خـود می بايست دسـتاويزی را بگيرد و خود را بجلو بکشد و يا با پای خود چيزی را به عـقـب هـل دهد که باعث جلو رفـتن وی بشود.
با اين و ضع و احساس در فضا، چنانکه آيه گفـته: "اگر آنها به فضا برده می شدند" باز هم می گفـتند: "ما در فضا نيستيم بلکه ما را سحر زده کرده اند".
مرگ و زندگی پديده های بزرگ در زمين و فضا
« و اين اوست که پديده ها را درست می کند و دوباره به وضعيت خود بر می گرداند. و برگرداندن آنها (تکرار آفرينش آنها) برای وی ساده تـر است. وی نمونه های بزرگی نيز از اين موارد در فضا و زمين دارد».
نکته آيه: تولد و مرگ پديده های بزرگ در فضا و زمين:
در فضا ستاره ها متولد می شوند و می ميرند. و در زمـين کوهها متولد می شوند و با عوامل فـرسايش می ميرند و با زمين يکسان می شوند.
تسخير همه چيز برای انسان
« و آنچه در اجرام فضائی و در زمين است همه را خود خدا در امکان بهره وری شما قرار داد».
نکـتـه آيه: هر چه در زمين و فضا است همه در امکان بهره وری انسان قرار داده شده است:
انسان امروزه از خيلی از چيزهای موجود بهره وری می کند. از جمله:
ــــ از الکترون در ابعاد وسيعی از جمله برق استفاده می کند.
ــــ از نيروی خورشيد برای توليد برق استفاده می کند.
ــــ از انواع باکتريها و ميکروبها و ويروسها استفاده می کند.
ــــ از انواع امواج بهره برداری می کند.
وجود چيزهای نامرئی
« سوگند می خورم به آنچه می بينيد و آنچه را نمی بينيد، که اين قرآن سخن پيامبری است که در نهايت خوبی است».
نکته آيه: چيزهائی وجود دارد که انسان آنها را نمی بيند:
امروزه انسان به کمک مـيکروسکوپ، تلسکوپ و خيلی از دستگاهای ديگر، خيلی از چيزهائی را می بيند که با چشم ديده نمی شوند.
همه چيز جـفـتی است
« هر چيزی را بصورت جـفـتی آفريديم».
نـکـتـه آيـه: همه چيز جفتی است (يا نر و مادگی دارد):
ــــ همه گياهان نر و مادگی دارند (برخی از آنها نر و مادگيشان در خود آنهاست).
ــــ همه جانوران نر و مادگی دارند.
ــــ ذرات مثبت و منفی دارند.
اقـوام
اقـوام
قوم لوط
«و لوط وقتیکه به قوم خود گفت: شما به فحشائی میپردازید که پیش از شما هیچکسی از جهانیان به آن نپرداخته است ــــ آیا با مردان آمیزش جنسی می کنید و راه زنی می کنید و در انجمنهای خود به کارهای ناخوشایند می پردازید؟ پاسخ قوم وی چیزی غیر از این نبود: اگر راست می گوئی عذاب خدا را بیاور (عنکبوت: 28ـ29)».
« وقتی فرمان ما رسید بالای آن (شهر) را بجای شالوده آن قرار دادیم (یعنی شهر پائین کشیده شده که سقف ها از سطح زمین پائین تر رفته و بجای شالوده ها قرار گرفته)، و بر آن (شهر) سنگِ گِلِ پخته شده سفتِ گوگردی (یا متمایل به زرد) را لایه لایه بر آن باریدیم (هود: 82)».
« از آن (شهر) نشانه ای عینی برای کسانیکه میاندیشند بجا گذاشتیم (عنکبوت: 35)».
بنابر آیات قرآن قوم لوط قومی بوده اند که مردان آن از جمله هم جنس گرائی داشته اند. و با کشیده شدن شهر آنها به پائین و باریده شدنِ لایه لایه سنگِ گِلِ پخته شده سفتِ گوگردی (یا متمایل به زرد) از بین رفته اند و اثری از آن نیز برای اندیشمندان بجا گذاشته شده است.
قوم لوط در شهر سدوم در بخش جنوبی دریای مرده که در تصویر ماهواره ای می بینیم زندگی می کرده اند. نقاشیها و جسدهای سنگی بدست آمده از زیر زمین همه نشان می دهند که فرهنگ و مناسبات مردم مسائل جنسی و هم جنس گرائی بوده است.
در این تصویر ماهواره ای منطقه جغرافیائی دریای مرده که با فلش نشان داده شده می بینیم و شهرِ سدومِ قومِ لوط در آن قرار داشته است.
مطالعات زمین شناسی می گوید که زمین در منطقه مزبور بر اثر فشارهای آتش فشانی در یک گسل (شکاف لایه های زمین) نشست کرده است. قله های منطقه دهانه های آتش فشان دارند، منطقه دارای گدازه های آتشفشانی سرد شده بر سطح لایه های سنگهای رسوبی و آهکی است. و نشانده این هستند که در آن منطقه زلزله رخ داده و آتشفشان از 3 نقطه مواد آتشفشانی را بر روی شهر ریخته بوده و شهر را دفن کرده است. همینطور در محل شهر سدوم یک شیب درازی وجود دارد که ناشی از فرو ریختن مواد ناشی از زلزله بوده است. بقایا و شواهد جغرافیائی گفته های قرآن در مورد قوم لوط را تآیید علمی میکند.
نابودی قـوم عاد با باد صَـرصَـر
« و امّا عاد با باد سرکشی که از بالا می آمد نابود کرده شدند ـــ آنرا 7 شب و 8 روز بر آنها مسلط نمود که آنها را درمانده کند. مردم را در آن شب و روزها می ديدی که می افتاده و می مردند، گوئی بيخ و بن توخالی نخل می بودند».
قوم عاد در منطقه ربع الخالی شبه جزیره عربستان زندگی می کرده اند و بنابر توصيفاتی که قرآن از آنها می کند، مردم تنومند و پر هيبت بوده اند، تخته سنگ را جابجا می کرده اند، ابر قدرت بوده اند، ثروتهای حيوانی و دامی و انسانی و کشاورزی برای اولين بار در تاريخ در بين اين قوم جمع شده بوده است. و در معماری شهرسازی و سد سازی نمونه نداشته اند. يکی از موارد منفی آنها اين بوده که ديگران را تحت تسلط خود در می آورده اند و هيچگونه رحمی به آنها نمی کرده اند. شعراء 130: وَإِذَا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ = و وقتی متسلط می شويد به کسی رحمی نمی کنيد.
پيامـبـرِ آنـهـا مجازات خدا را به آنها هشدار می داده، و آنها از جمله: دانش و هنر خود را به رخ وی می کشيده اند، و همينطور به او می گفته اند: از ما قوی تر چه کسی است؟
نکته مورد نظر ما در آيه اين است که باد سرکشی که از بالا می آيد چطور در ظرف 7 شب و هشت روز مردم را می کشد؟
هوا در ارتفاعات بالای جوی خيلی از هوای زمين سردتر است. در ارتفاع 15 کيلومتری دمای هوا تقريبا 75 درجه زير صفر است. و سردترين دما در ارتفاع بين 50 تا 80 کيلومتری است که تقريباً 160 درجه زير صفر است. وقتی چنين بادی 7 شب و 8 روز پی در پی و بطور سرکشی بوزد، روشن است که چه به روز مردم می آورد.
آثار قوم عاد
« ندیدی خدا با قوم عاد چه کرد؟ با ساختمان سنگی ستون دار ـــ ستونهائی که مانند آن در هیچ سرزمینی ساخته نشده بود»؟
قوم عاد در منطقه ربع الخالی در عربستان زندگی میکرده اند و دارای تمدن بزرگی بوده اند. بنابر توصيفاتی که قرآن از آنها می کند، مردم تنومند و پر هيبت بوده اند، تخته سنگ را جابجا می کرده اند، ابر قدرت بوده اند، ثروتهای حيوانی و دامی و انسانی و کشاورزی برای اولين بار در تاريخ در بين اين قوم جمع شده بوده است. و در معماری شهرسازی و سد سازی نمونه نداشته اند. يکی از موارد منفی آنها اين بوده که ديگران را تحت تسلط خود در می آورده اند و هيچگونه رحمی به آنها نمی کرده اند.شعراء130 : « وَإِذَا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ = و وقتی متسلط می شويد به کسی رحمی نمی کنید.
تا پیش از این برخی از تاریخ شناسان می گفتند با توجه به اینکه منطقه محل زندگی قوم عاد که ربع الخالی باشد منطقه ای صحرائی و بی آب و گیاه است و از دیر زمان نیز اینطور بوده، معقول و منطقی نیست که در آنجا قومی و تمدنی وجود میداشته بوده باشد. و وجود تاریخی قوم عاد را تکذیب می کردند. یعنی داستان قرآن در مورد قوم عاد را دروغ می پنداشتند.
تا اینکه بالاخره در اوائل ده 90 میلادی به کمک ماهواره ابتدا تصویری از منطقه مزبور گرفته شد که شبه رودخانه را نشان میداد. یکی در غرب و دیگری در شرق منطقه. و در مرحله بعدی تصویر از عمق بیشتری گرفتند و دیدند که دوتا رودخانه در آنجا بوده و در دریاچه می ریخته و در کنار دریاچه بقایای شهر پیدا کردند. و همینطور در تصویر قلعه ستوندار دیده شد که از نظر ارتفاع سابقه نداشته است. یعنی همان چیزی که قرآن میگوید.
محققین می گویند که طوفان شنی قوم عاد را نابود کرده است. و قرآن نیز می گوید: « وَأَمَّـا عَـادٌ فَـأُهـْلـِكـُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَـاتـِيـَةٍ = و امّا عاد با باد سرکشی که از بالا میآمد نابود کرده شدند». (حاقه 6).
بادی که از بالا میآید سرد است و طوفان شن نیز با خود بر میدارد، بنابر این با سرما و شن از بین رفته اند و آنچه قرآن در مورد عاد میگوید درست و دقیق است. هم در مورد نحوه از میان رفتن آنها و هم ساختمان آنها.